اساطیر, فرهنگ و اساطیر

اسطوره آفرینش در باور ایران باستان؛ موجودات چطور خلق شدند؟

اسطوره آفرینش در باور ایران باستان؛ موجودات چطور خلق شدند؟

وجود دو نیروی متضاد خیر و شر از عقاید اصلی تفکرات آریاییان باستان بوده است. در اسطوره آفرینش کیش زردشتی، آفریدگان و موجودات به دست اهورامزدا پس از مهار اهمرین خلق شدند به این جهت وظیفه هر فرد در زندگی روزمره مبازره درونی با نیروهای شر است. درواقع اهورامزدا موجودات را آفرید تا به‌وسیله‌ی مبارزه با نیروهای شر، آنها را ضعیف کنند تا جهان آفرینش با نظم کیهانی و تعادل پیش برود. در ادامه برای مطالعه نکات مربوط به اسطوره آفرینش در باور ایران باستان با ما همراه باشید.

 

کیش زردشتی و باور به اسطوره آفرینش

زرتشت در زمان و مکانی ظهور کرد که پرستش پدیده ها و عناصر طبیعی و خدایان متعدد وجود داشت آن هم بطوری که هر قبیله خدای حامی خود را داشت و گاه در هر دین خدایان در مقابل هم قرار می گرفتند. زرتشت در چنین محیطی به تبلیغ توحید پرداخت و از پروردگار واحد سخن به میان آورد. زرتشت می گفت خداوند جهان را آفرید. دو روح یا دو جوهر در آن پیدا شد که یکی از آنها نیکی و دیگری بدی را برگزید. به این صورت تضاد خوب و بد یا خدا و شیطان اساس کل اسطوره آفرینش، خداشناسی و فلسفه ی دین زردشتی است.

بیشتر بخوانید: علت پیدایش اساطیر چه بود؟ از یونان باستان تا ایران

 

تقابل اهورامزدا و اهریمن پیش از آفرینش موجودات

اورمزد که در اوج یعنی در روشنی بی پایان مسقر است، با اهریمن شریر که در ژرفترین تاریکی قرار دارد، تماس مستقیمی ندارد، زیرا میان این دو خلا است. بنابراین، نیروی هر کدام در برابر دیگری محدود است و خلا هر کدام از آن دو را از جهت مکان محدود می سازد. اورمزد جاودانی است اما اهریمن چنین نیست و روزی نابود خواهد شد.

بیشتر بخوانید: اهریمن و نیروهای شر در آئین ایران باستان؛ دشمنان همیشگی بشر

در آغاز هر دو وجود داشتند بی آنکه به نبرد بپردازند. اورمزد با علم مطلق خود از وجود “روح بد” یعنی اهریمن، آگاه بود ولی اهریمن که همیشه نادان است، از هستی اورمزد آگاهی نداشت. به محض اینکه اورمزد و روشنی را دید، طبیعت ویرانگرش او را به حمله و تخریب وادار کرد. اورمزد به او پیشنهاد آشتی داد به شرطی که “آفرینش خوب” را ستایش کند.

اما اهریمن که دیگران را مثل خود می پندارد، گمان کرد که پیشنهاد آشتی فقط می تواند ار موضع ضعف باشد. برای همین آن را نپذیرفت و بر آن شد که هرچه را دیده بود، نابود کند. اورمزد می دانست که اگر قرار شود نبرد تا ابد ادامه پیدا کند، اهریمن به راستی تهدید خود را عملی می سازد. از این رو، پیشنهاد کرد که دورانی برای نبرد معین گردد. اهریمن آن پیشنهاد را پذیرفت و به این صورت سرنگونی نهایی خویش را مسجل ساخت.

بیشتر بخوانید: داستان اسطوره مشی و مشیانه: کهن الگوی آفرینش ایرانی

در اسطوره آفرینش و به اعتقاد سنت زردشتی، طول تاریخ جهان دوازده هزار سال است. نخستین سه هزارسال دوره ی آفرینش اصلی است؛ دومین سه هزاره بنا به خواست اورمزد سپری می شود؛ سومین سه هزاره دوران آمیختگی خیر و شر است و در چهارمین دوره اهریمن شکست خواهد خورد. در آیین زروانی که مهمترین بدعت در دین زردشتی است، این دوازده هزار سال به صورت کاملا متفاوتی تقسیم شده است. نُه هزار سال نخست دوران فرمانروایی شر است و سه هزار سال آخر زمان شکست آن است.

به هرجهت، بعد از تعیین دوران نبرد، اورمزد اَهُونَوَر را که دعای مقدس دین زردشتی است، برخواند. با شنیدن این هسته ی “دین بهی” یا همان دین زردشتی، اهریمن ناتوانی خود را در شکست دادن نیروهای خیر دریافت و باز به دوزخ فروافتاد و به مدت سه هزار سال در آنجا بیهوش ماند.

بیشتر بخوانید: جهان پس از مرگ در عقاید کیش زردشتی؛ بهشت و دوزخ ایرانیان باستان

 

اورمزد چطور با مهار اهریمن آفرینش را رقم زد؟

چون اورمزد می دانست که اهریمن طبیعت ویرانگری خود را هرگز عوض نمی کند، به آفریدن مخلوقات پرداخت. از همان جوهر روشنی خود، صورت روحانی یا مینویی آفریدگان خویش را به وجود آورد. نخست امشاسپندان را آفرید و سپس ایزدان را و سرانجام به آفرینش جهان پرداخت: اول آسمان، بعد آب و زمین و گیاه و حیوان را و سرانجام انسان را آفرید. همه ی این موجودات کاملا مستقل از اهریمن هستند و به هیچ روی در نیکبختی شان متکی به او نیستند زیرا اورمزد برعکس اهریمن به دنبال چیزی نیست که نتواند به آن دست یابد.

آفریدگان تماما به خدا تعلق دارند. اورمزد هم مادر و هم پدر آفرینش است. گفته می شود که به عنوان مادر نطفه ی جهان مینویی در او بسته می شود و به عنوان پدر آنها را به صورت مادی (گیتی) به دنیا می آورد.

بیشتر بخوانید: خلاصه داستان تیشتر و اپوش در اساطیر ایران و معنی نمادین آن ها

 

از اسطوره آفرینش ایران باستان چه برداشتی کنیم؟

در آئین زرتشت، اندیشه انسان بنیاد همه گفتارها و کردارهای پسندیده یا زشت و پلید است. بنابراین، از اسطوره آفرینش می توان این برداشت را داشت که خوب و بد دو واقعیت متضادند، آفرینش جهان و تمام موجودات آن با جوهره ی خوبی خلق شده تا با نیروهای پلید به مبارزه بپردازد. به همین دلیل هیچ گناهی بزرگتر از آن نیست که کسی نیکی را با بدی یکسان بپندارد. آئین زرتشت برپایه اندیشه پاک، گفتار پاک و کردار پاک استوار بوده و کوشش و مبارزه درونی انسان برای پیروزی جهانی نیکی بر بدی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 + 8 =