اساطیر, فرهنگ و اساطیر

جَم و پادشاهی هزارساله؛ گذری در اساطیر ایران

جَم و پادشاهی هزارساله؛ گذری در اساطیر ایران

جَم یا جمشید در اسطوره های ایرانی به عنوان پادشاهی عادل و خردمند که حکومتی طولانی و پُربار داشت، جاگاهی ویژه دارد. جَم با ویژگی خاص خود یعنی دارا بودن فرّ ایزدی که قدرتی الهی به او می داد، به مردم ایران انواع هنرهای ریسندگی، بافندگی، ساخت ابزار جنگ و نخستین بناها را آموخت. داستان جمشید حتی توسط فردوسی در کتاب شاهنامه نیز نقل شده است اما باید یادآور شد که این شخصیت ماندگار در ادب فارسی، ابتدا در اسطوره‌های ایرانی با نام جَم وجود داشت. در این مطلب می توانید اشاره به داستان جَم و پادشاهی هزارساله‌ی او در اساطیر ایران را مطالعه کنید و لذت ببرید.

 

هزارسال پادشاهی جَم چگونه بود؟

اسطوره های ایرانی، به دلائلی، در طی انتقالات آسیب دیده‌اند و بازسازی تصویر کامل آنها دشوار است. جَم در ایران به سبب فرمانروایی هزارساله‌اش در زمین بسیار مورد احترام است. ویژگی این فرمانروایی آرامش و وفور نعمت بوده و در طی آن دیوها و اعمال زشتشان یعنی ناراستی و گرسنگی و بیماری و مرگ هیچ نفوذی نداشتند. جهان در زمان فرمانروایی او چنان برخوردار از سعادت بود که به ناچار زمین را در سه نوبت گسترده‌تر کردند به طوری که در پایان فرمانروایی جَم، زمین دو برابر گسترده‌تر از آغاز آن بود. به این گونه جَم پیش نمونه‌ای آرمانی از همه ی شاهان است و نمونه ای است که همه‌ی فرمانروایان به او رشک می برند.

بیشتر بخوانید: خلاصه داستان جمشید در شاهنامه؛ شکوه و سقوط یک پادشاه

جَم و پادشاهی هزارساله؛ گذری در اساطیر ایران

اسطوره‌ی دژِ زیرزمینی که توسط جَم ساخته شد

جمشید همچنین به سبب ساختن وَرَه یا دژی زیرزمینی مورد تمجید است. آفریدگار به او هشدار داده بود که مردمان گرفتار سه زمستان هراس‌انگیز خواهند گشت. از این رو، جَم دژی ساخت و تخمه های همه ی انواع حیوانات مفید، گیاهان و بهترین مردمان را به آنجا برد. اگرچه این عقیده تشابهات بارزی با داستان طوفان سامیان دارد، اما بنا به روایات متون متاخر ایرانی هدف از “وَره” این بوده است که پس از اتمام آن زمستان که در پایان تاریخ جهان پیش می آید، دوباره جهان آبادان شود.

از آنجا که اسطوره ی مشابهی در عقاید اسکاندیناویان وجود دارد، این احتمال هست که این دو سنت که صورت اولیه خود را حفظ کرده اند، اسطوره هایی را در بردارند که تاریخ آنها به هزاران سال پیش یعنی به زمان هندواروپائیان باز می گردد.

بیشتر بخوانید: داستان های شاهنامه به ترتیب کدام اند؟ همراه با لیست کامل

 

چطور فرّ ایزدی از جَم گرفته شد؟

از جَم همچنین به عنوان گناهکار یاد می شود. زردشت او را سرزنش کرده که برای خشنودی مردمان خوردن گوشت گاو را به آنان توصیه کرده است. در متون دیگر آمده است که جَم مغرور شد و با ادعای خدایی مرتکب دروغ شد. در یکی از متون قدیم روایت شده که چون او را سخن دروغ خوش آمد، فره اش در سه نوبت به شکل مرغی به پرواز درآمد و از پیش او گریخت. نخستین بار مهر آن را بر گرفت، بار دوم فریدون و بار سوم گشتاسب.

علت سه بار گریختن فره را از او نمی دانیم، گرچه بعضی دانشمندان عقیده دارند که این کار نموداری از ساخت سه گانه‌ی جامعه‌ای است که جمشید بر آن فرمانروایی داشته است یعنی طبقه‌ی روحیانیان و جنگجویان و صنعتگران (به همراه کشاورزان).

ماهیت دقیق گناه او در اساطیر را نیز به یقین نمی‌دانیم. هرچند در داستان شاهنامه، جمشید به فساد و ظلم روی آورد و علت سرنگون شدن حکومت او نیز همین بود. با این حال حدس زده‌اند که قربانی کردن گاو که گمان می‌رفته موجب بیمرگی انسان می شود، با جَم ارتباط دارد و به این گونه به جَم قدرتی را نسبت داده‌اند که در واقع به عقیده‌ی زردشت، از آنِ خداوند بوده است. یعنی قدرتی که انسان را بیمرگ سازد.

بیشتر بخوانید: زرتشت که بود؟ آشنایی با آموخته های محبوبترین دین در ایران باستان

درباره پایان زندگی جَم در یکی از سرودهای باستانی آمده است که او به دست برادرش به دو نیم شد. اما در روایات بعدی ضحاک که ستمگری نابکار است، کشته شده و قلمروی زمینی او تصاحب می شود. او، علی رغم گناهش، هنوز شخصیتی درخور ستایش به شمار می آید. پرسپولیس محل کاخ بزرگ هخامنشیان مشهور به تخت جمشید است. همچنین افتخار بنیان نهادن نوروز که عید بزرگ سالیانه‌ی ایرانیان است و فرصتی است برای شادمانی‌ها و عیدی دادن‌ها، به جمشید تعلق دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − 11 =