فردوسی و شاهنامه؛ منبع شاهنامه و شیوه کار فردوسی چه بود؟

همه ی ما با فردوسی و شاهنامه آشنا هستیم. این کتاب ارزشمند که تا به امروز هم بخش مهمی از گنجینهی ادبیات ایرانی به شمار میآید، از گذشته به عنوان منبع آموزههای اخلاقی برای پیر و کوچک مورد استفاده قرار می گرفت. اما شاید کمتر کسی اطلاع داشته باشد که شاهنامهای که ما امروز آن را میشناسیم درواقع ادامهی شاهنامهی ابومنصوری است که به دست شاعر دیگری به نام دقیقی درحال نگارش بود اما ناتمام ماند. در ادامه برای مطالعهی ماجراهای فردوسی و شاهنامه و نحوه به دست آوردن حکایتهای اسطورههای ایرانی با ما همراه باشید.
حکایت های ایرانی چطور پراکنده شدند؟
برای پرداختن به چگونگی داستان فردوسی و شاهنامه ابتدا باید برگی از تاریخ را ورق بزنیم. آن زمان که تازیان به ایران حمله کردند، سعد وقاص بر کتابخانههای ایران دست پیدا کرد. در نامهای با عمر از او در مورد آثار ایرانی سوال میکند. عمر در جواب مینویسد: با داشتن قرآن احتیاجی به این آثار نیست. و بدین ترتیب هرچه از آثار ایرانیان به دست اعراب میافتاد، آن را میسوزاندند. مشابه همین موضوع در مصر هم اتفاق افتاد و سیف الله اسلام، خالدابن ولید سوال مشابهی از عمر کرد و همان جواب را شنید و به این ترتیب بزرگترین گنجینهی علمی جهان، کتابخانه اسکندریه نابود شد.
سعد وقاص همراه غنائم، تاریخ بزرگ ایران را برای عمر میفرستد و عمر آن قسمت را که با دستورات اسلام مطالبقت داشته میپسندد و قسمتهایی را که مربوط به پرستش خورشید، آئین آتشکده و آتش، داستان زال و سیمرغ و غیره میشد را ناپسند میداند. چون در آغاز اسلام شاه حبشه به مسلمانان پناه داده بود، این تاریخ را به همراه غنائمی از گنجینه ایرانیان برای او می فرستد.
بیشتر بخوانید: نکات برجسته و آموزنده از شاهنامه برای زندگی امروز ما
چندی نگذشت که این آثار در حبشه مشهور شده و از آنجا به هندوستان راه یافت و مدتی بعد به خراسان رفت. زمانی که حکومت به یعقوب لیث صفاری رسید، نسخه ای از آن را به دست آورد و دستور داد تا ابومنصور عبدالرزاق بن عبدالله که مورد اطمینان بود به پارسی برگرداند. سپس با کمک المعمری و چهار نفر از دانایان خراسان بقیه داستان ها گردآوردی و به نثر دری درآمده و بالاخره دقیقی آن را بنظم کشید. هزار بیت گفته بود که دقیقی به دست غلامش کشه شد.

فردوسی در چه دورانی زندگی می کرد؟
سلطان محمود که در دوران سامانیان رشد کرده بود و می خواست نامی از خود به یادگار بگذارد، دستور داد تا شاهنامه را به شعر درآورند. فردوسی در حدود سال ۳۱۹ هجری شمسی در روستای باژ در نزدیکی طوس در خراسان متولد شد. پدر فردوسی دهقان بود که در آن زمان به معنی ایرانیتبار و نیز به معنی صاحب ده بوده که می توان از آن نتیجه گرفت زندگی نسبتا مرفهی داشته است.
بیشتر بخوانید: داستان های شاهنامه به ترتیب کدام اند؟ همراه با لیست کامل
درنتیجه خانواده فردوسی احتمالا در کودکی مشکل مالی نداشته است و توانسته تحصیلات مناسبی کسب کند. بر اساس شواهد موجود از شاهنامه می توان نتیجه گرفت که فردوسی جدای از زبان فارسی دری به زبان های عربی و پهلوی نیز آشنا بوده است. همچنین به نظر می رسد که فردوسی با فلسفه ی یونانی نیز آشنایی داشته. کودکی و جوانی فردوسی در دوران سامانیان، که از حامیان مهم ادبیات فارسی بوده اند، سپری شد.
با وجود اینکه سرودن شاهنامه را بر اساس شاهنامه ی ابومنصوری از حدود چهل سالگی فردوسی می دانند، با توجه به توانایی فردوسی در شعر فارسی نتیجه گرفته اند که او در دوران جوانی نیز شعر می گفته است و احتمالا سرودن بخش هایی از شاهنامه را در همان زمان و بر اساس داستان های اساطیری کهنی که در ادبیات شفاهی مردم وجود داشته، شروع کرده است. این حدس می تواند یکی از دلایل تفاوت های زیاد نسخه های خطی شاهنامه باشد. از جمله داستان هایی که حدس می زنند در دوران جوانی فردوسی سروده شده باشد داستان بیژن و منیژه، داستان رستم و اسفندیار، رستم و سهراب، داستان اکوان دیو، و داستان سیاوش است.
بیشتر بخوانید: داستان رستم و سهراب از شاهنامه به زبان ساده
فردوسی و شاهنامه؛ ادامه ی کارِ ناتمام دقیقی
فردوسی پس از اطلاع از مرگ دقیقی و ناتمام ماندن گشتاسب نامه اش (که به ظهور زردشت می پردازد) به وجود شاهنامهی ابومنصوری که به نثر بوده و منبع دقیقی در سرودن گشتاسبنامه بوده است پی برد. به دنبال آن به بخارا، پایتخت سامانیان، رفت تا کتاب را پیدا کرده و بقیهی آن را به نظم درآورد. فردوسی در این سفر شاهنامهی ابومنصوری را نیافت ولی در بازگشت به طوس، امیرک منصور (که شاهنامه ی ابومنصوری به دستور پدرش یعنی ابومنصور محمدبن عبدالرزاق جمع آوری و نوشته شده بود) کتاب را در اختیار فردوسی قرار داد و قول داد در سرودن اشعار از فردوسی و شاهنامه حمایت کند.
فردوسی برای سرودن این کتاب، حدود پانزده سال بر اساس شاهنامه ی ابومنصوری کار کرد و آن را در سال ۳۷۲ شمسی پایان داد. فردوسی از آنجا که به قول خودش هیچ پادشاهی را سزاوار هدیه کردن کتابش ندید، مدتی آن را مخفی نگه داشت و در این مدت بخشهای دیگری نیز به مرور به شاهنامه افزود.
بیشتر بخوانید: نبردهای معروف رستم در شاهنامه؛ زندگی بزرگ ترین پهلوان ایران
فردوسی و شاهنامه و فرستادن آن برای سلطان محمود
پس از حدود ده سال ( در حدود ۳۸۲ هجری شمسی در سن شصت و پنج سالگی) فردوسی که فقیر شده بود و فرزندش را نیز از دست داده بود، تصمیم گرفت که کتابش را به سلطان محمود تقدیم کند. از این روز تدوین جدیدی از شاهنامه را شروع کرد و اشارههایی را که به حامیان و دوستان سابقش شده بود، با وصف و مدح سلطان محمود و اطرافیانش جایگزین کرد. تدوین دوم در سال ۳۸۸ هجری شمسی پایان یافت که بین پنجاه هزار و شصت هزار بیت داشت. فردوسی آن را در شش یا هفت جلد برای سلطان محمود فرستاد.
به گفتهی خود فردوسی، سلطان محمود به شاهنامه نگاه هم نکرد و پاداشی را که مورد انتظار فردوسی بود برایش نفرستاد. بعد از این واقعه تا پایان عمر، فردوسی بخشهای دیگری نیز به شاهنامه اضافه کرد که بیشتر به اظهار ناامیدی و امید به بخشش بعضی از اطرافیان سلطان محمود از جمله “سالار شاه” اختصاص دارد.
بیشتر بخوانید: ۳ نمونه از داستان های کوتاه شاهنامه به صورت خلاصه و روان

دفن فردوسی در طوس؛ پایانِ کار برای شاعر نامی ایران
آخرین اشاره ی فردوسی به سن خود یکی به حدود هشتاد سال است ( کنون عمر نزدیک هشتاد شد/ امیدم به یک باره بر باد شد) و یکی به هفتاد و شش سال (کنون سالم آمد به هفتاد و شش/ عنوده همه چشم میشار فش)
فردوسی احتمالا قبل از سال ۳۹۸ درگذشته است. پس از مرگ، پیکر او اجازهی دفن در گورستان مسلمانان را نیافت و در باغ خود وی یا دخترش در طوس دفن شد. منابع مختلف علت دفن نشدن او در گورستان مسلمانان را به دلیل مخالفت یکی از دانشمندان متعصب طوس دانسته اند. از زمان دفن فردوسی، آرامگاه او چندین بار ویران شد. در سال ۱۲۶۳ شمسی به دستور میرزا عبدالوهاب خان شیرازی، والی خراسان، محل آرامگاه تعیین کردند و ساختمانی آجری در آنجا ساختند.
پس از تخریب تدریجی این ساختمان، انجمن آثار ملی به اصرار رئیس و نایب رئیسش یعنی محمدعلی فروغی و سید حسن تقی زاده، متولی تجدید بنای آرامگاه فردوسی شد و با جمع آوری هزینه ی این کار از مردم (بدون استفاده از بودجه ی دولتی) که از ۱۳۰۴ هجری شمسی شروع شد، آرامگاهی ساختند که در ۱۳۱۳ افتتاح شد. این آرامگاه به علت نشست در ۱۳۴۳ مجددا تخریب شد تا بازسازی شود که این کار در ۱۳۴۷ پایان یافت.
کلام آخر درباره فردوسی و شاهنامه
فردوسی باوجود موانعی که دیگران بر سرِ راهش گذاشتند و سختیهایی که در زندگی ناچار به تحملشان بود توانست شاهنامه، گنجینهی ارزشمند ادبیات ایرانزمین، را به اتمام برساند. در دورهای از تاریخ ایران که واژگان عربی جایگزین زبان پارسی میشدند و حکایتهای قدیمی ایرانی از یادها میرفتند، فردوسی و شاهنامه اش مانند فرشتهی نجات به کمک ادبیات این کشور آمدند تا جان دوبارهای به آن دهند. این کتاب آنچنان ارزشمند بود که با گذر سالها نه تنها فراموش نشد بلکه در فرهنگ و هویت ایرانی، فردوسی و شاهنامه را به عنوان اسمی جاودانه ثبت کرد.
سوالات متداول
۱. منبع فردوسی برای سرودن شاهنامه چه بود؟
فردوسی از کتابِ ناتمام دقیقی به نام شاهنامهی ابومنصوری بهعنوان یکی از منابع سرودن شاهنامه استفاده کرد.
۲. فردوسی در زمان کدام پادشاه زندگی می کرد؟
فردوسی در زمان پادشاهی سلطان محمود غزنوی زندگی می کرد.
۳. فردوسی کجا دفن شد؟
فردوسی پس از مرگ در باغ خود یا دخترش در طوس مشهد به خاک سپرده شد.