اساطیر, فرهنگ و اساطیر

مفهوم خدا و جهان و انسان در احکام دین زرتشت؛ نبرد نیک و بد درون آدمیان

مفهوم خدا و جهان و انسان در احکام دین زرتشت؛ نبرد نیک و بد درون آدمیان

اسطوره از جهت اعتباری که برای معتقدان خود دارد و از نظر دربرداشتن تفکراتی درباره ی دیدهای آدمی نسبت به خود و جهان و خدا مهم است. اسطوره ها روایات تاریخی دروغین نیستند. باید پوسته ی بیرونی اسطوره را کنار گذاشت و به هسته ی آن نگاه کرد. هسته ی اسطوره شناسی ایرانی چیست و دین زرتشت چه نظریاتی را درباره زندگی دربر دارد؟

 

اعتقاد به خدا و شیطان؛ نبرد خیر مطلق و شر دین دین زرتشت

در دین زرتشت خدا خیر مطلق است و چون اساسا مخالف بدی است، نمی تواند هیچ گونه ارتباطی با آن داشته باشد و در سراسر تاریخ، در ستیز زندگی و مرگ، با بدی درگیر است. خدا سرچشمه ی همه خوبی هاست، آفریدگار آسمان ها و جهان و انسان، منبع زندگی و تندرستی و زیبایی و شادی است. شر واقعیت دارد، اما نیرویی است کاملا منفی که در پیِ نابودی و فساد و آلودگی است و مرگ و بیماری، فقر و گناه همگی کار شیطان است که درصدد نابودی جهان ایزدی است.

خدا جهان را آفریده است که یاور او در نبرد با شر باشد. خدا وجودی خردگراست و برای هرچه می کند دلیلی دارد. او جهان را مانند بعضی شاخه های آئین هندو محض تفریح نمی آفریند و مانند خدای عهد عتیق که غالبا از آفرینش اظهار ندامت می کند، از آفرینش جهان پشیمان نیست. جهان می تواند آوردگاه میان خوب و بد باشد اما اساسا نیک است و اگر شر آن را تباه نکرده باشد، مشخصات آفریننده ی خود را که نظم و هماهنگی است، می نمایاند.

انکار بنیان نیک جهان مادی یکی از بزرگترین گناهانی است که یک زردشتی می تواند مرتکب شود. عقائدی که بر اساس آنان جسم بد است و تن زندان روح یا زندان گناه اولیه است، از دین زرتشت یاوه‌گویی است. بنابراین، زردشتیان اعتقاد ندارند که ما از بین می رویم، بلکه به اتحاد آرمانی ماده و روح باور دارند؛ آنان نه به انتظار پایان جهان بلکه در انتظار “بازسازی جهان” به دست خدا هستند.

بیشتر بخوانید: زرتشت که بود؟ آشنایی با آموخته های محبوبترین دین در ایران باستان

 

آشنایی با برخی از احکام دین زرتشت برای زندگی امروز ما

آفرینش و اسطوره های مربوط به پایان جهان در دین زرتشت دستورالعمل نهایی برای زندگی روزانه ی مؤمنان هستند.

افزایش آفرینش خوب

اگر جهان به خدا تعلق دارد، پس زهد یا کناره گیری از آن گناه است. اگر مشخصه ی خدا آفرینندگی و افزایش‌بخشی است، پس وظیفه ی دینی آدمیان کار برای افزایش “آفرینش خوب” از طریق کشاورزی و پیشه‌وری و ازدواج است. از طرفی، بیماری و ناخوشی بلایایی هستند که اهریمن جهان را در آغاز به آنها مبتلا کرد. بنابراین، وظیفه ی دینی آدمیان این است که بدن خود را در تندرستی نگاه دارند.

احکام دین زرتشت؛ آیین کیش زرتشتی

 

آسیب نرساندن به روان و جسم

انسان از پنج عنصر، اما به صورت واحدی تشکیل شده است: روان، جان (اساس زندگی)، فروشی یا “خود” آسمانی او، وجدان و تن. بنابراین، سلامت روانی و جسمی همراه هم هستند. این طرز تفکر که از فشار آوردن بر بدن و توسل به روزه پیشرفت معنوی به دست می آید، در نظر زرتشتیان غیرقابل قبول است. از آنجا که دنیای مادی به خدا تعلق دارد، موفقیتی که شرافتمندانه به دست آید و به دیگران آسیبی نرساند و با بخشندگی همراه باشد، نه تنها مانعی برای پیشرفت معنوی نیست بلکه به آن کمک می کند.

در عقاید دین زرتشت، کار نمک زندگی است. بدون کار زندگی بیهوده و بی فایده است. باید همیشه تن خود را آماده و سالم نگاه داریم تا وظایف زندگی خود را به سرانجام برسانیم، کارهای خوب و درست انجام دهیم، دیگران را یاری کنیم و با نادانی و بدی و فقط در جهان به ستیز بپردازیم.

 

وظیفه ای انسان در برابر زندگی سالم و شاد

اهریمن بود که جهان را دچار فقر کرد، بنابراین، برداست دین زرتشت از زندگی برداشتی شادمانه است. در روزی از ماه که به خدا اختصاص دارد (روز هرمز، روز اول ماه)، به مومنان گفته می شود که خرم باش و هرکاری میخواهی بکنی، به پارسایی انجام ده. البته به همان نسبت عیاشی و مستی و هرزگی نیز نکوهیده شده زیرا همه باید تحت فرمان اعتدال آرمانی باشند، با این شعار که “همه چیز به اعتدال”.

 

مقابله ی انسان با نیروهای شر

انسان که مخلوق برگزیده ی خداست، همواره مورد حمله های شر است و وظیفه ی مومنان این است که بر این حمله ها غلبه کنند.

بر تردید و آرزوی نادرست با خرد چیره شوند، بر آز با خرسندی، بر خشم با آرامش، بر رشک با نیکخواهی، بر نیاز با هشیاری، بر ستیز با آشتی، بر دروغزنی با راستی. ( اندرز پوریوتکیشان، بند ۳۷ به بعد، زنر، تعلیمان مغان، ص25)

دیوان به یاری بیماری و همه ی انواع آسیب ها و حتی با مرگ بر انسان حمله‌ور می شوند، اما آدمی باید به دین تکیه کند زیرا جهان مادی و تن و شادمانی همه جزو مخلوقات خدا هستند و وظیفه ی دینی انسان است که از آنها نگاهداری کند و آنها را گسترش دهد.

 

مفهوم اختیار انسان در دین زرتشت

اختیار برای هر فرد بخشی اساسی در دین زرتشت است. گرچه انسان مخلوق خداست اما همه ی آدمیان باید میان “راستی” و “دروغ” یکی را انتخاب کنند، و چون چنین کردند، این گزینش باید دائما تایید شود زیرا بدی دائما در گوشه ای در کمین است تا به گمراهی و ویرانگری بپردازد. اعتقاد به سرنوشتی از پیش تعیین شده که در آیین زروانی و در اسلام رشد و نمو می یابد، از دید اخلاقی دین زرتشت نکوهیده است زیرا این کار از عدل و نیکی خدا می کاهد.

همچنین این فکر که انسانی می تواند بمیرد تا دیگران را نجات دهد، به همان نسبت نکوهیده است. اگر هرکس آزاد است که خوبی یا بدی را اتخاذ کند، پس هر کسی نیز باید مطابق با اندیشه ها و گفته ها و کرده های خود او داوری شود و نه برای اندیشه ها و گفته ها و کردارهای دیگری.

 

کلام آخر

اهورامزدا پس از به بند کشیدن اهریمن در سومین سه هزاره از تاریخ جهان، دست به آفرینش موجودات (جهان، انسان، حیوانات و گیاهان) زد و از نور درونی خود در این آفریدگان دمید تا با نیروهای پلید به مبارزه بپردازند. به این جهت وظیفه هر فرد در زندگی روزمره مبازره درونی با نیروهای شر است.

بنابراین، اساطیر زرتشتی مربوط به آفرینش و بازسازی جهان تنها روایات مربوط به گذشته یا آینده ی دور نیستند. این اسطوره ها بینش بنیادی ارتباط با خدا و انسان را بیان می کنند و دلیل و منطق برای رفتار مومنان ارائه می دهند. اینها فقط روایاتی درباره نبرد گیهانی نیستند، بلکه گزارش هایی از نبردی هستند که هر انسانی در زندگی روزانه ی خود، در ازدواج و در کار و در زندگی دینی خود با آن روبرو می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه + 5 =