اهریمن و نیروهای شر در آئین ایران باستان؛ دشمنان همیشگی بشر

متن های ایرانی برای خواننده شکی درباره ی طبیعت هراس انگیز و پست جهان دیوی برجای نمی گذارد، ولی این دنیا به ندرت با همان بیان روشنی که دنیای بهشتی توصیف می شود، وصف می گردد. در چنین نظامی، دیوان بزرگ به اندازه فرشتگان درست جا نیفتاده اند. هرچند این فقدان نظم نمی تواند غیرعمدی باشد چون یکی از خصوصیات عمده ی شر، بی نظمی و ناهماهنگی آن است. با این حال ما فقط می توانیم طرح سلسه مراتب آنان را بازسازی کنیم زیرا آنان در پایان جهان هرکدام در برابر یکی از موجودات ایزدی قرار می گیرند.
اَنگَره مَینو، اهریمن و رهبر گروه دیوان
اَنگَره مَینو که نامش به صورت اهریمن در فارسی میانه می آید، رهبر گروه دیوها است. گرچه اسمش به صورت نام شخصی ذکر نمی شود، ولی خود این ترکیب به کار می رود و فکر حضور “وجود شریر” کاملا هویداست. هدف او ویران کردن و تخریب جهان است. او در “جایگاه شرارت” یا “جایگاه بدترین اندیشه” اقامت دارد و گویند که دیوان “زاده های هدف بد” هستند. چون در گاهان (سروده های زردشت) در این مورد، مانند موارد دیگر، شخصیت ها به صورت انتزاعی خود توصبف می شوند، بنابراین، برای توصیف های اساطیری باید متن های بعد روی آورد.
اهریمن دیو دیوان است و در مغاکی در تاریکی بی پایان در شمال که بر حسب سنت جایگاه دیوان است، اقامت دارد. نادانی و زیان رسانی و بی نظمی ویژگی های اهریمن اند. او می تواند صورت ظاهریش را عوض کند و به شکل چلپاسه و مار و یا جوانی ظاهر شود. هدف او همیشه نابود کردن آفرینش اهورامزدا است و برای رسیدن به چنین مقصودی به دنبال مخلوقات آفریدگار است تا آنها را تباه سازد.
همان گونه که اهورامزدا زندگی را می آفریند، اهریمن مرگ را به وجود می آورد؛ در برابر تندرستی، بیماری را و در برابر زیبایی، زشتی را ایجاد می کند. در اعتقادات دین زردشتی، همه ی بیماری های مردم به تمامی از اهریمن ناشی می شود.
بیشتر بخوانید: زرتشت که بود؟ آشنایی با آموخته های محبوبترین دین در ایران باستان
سرانجام اهریمن چیست؟
تولد زرتشت ضربه ی بزرگی بر اهریمن بود که کوشید تا پیامبر را به سوی بدی اغوا کند، اما نتوانست. در پایان جهان، اهریمن علی رغم همه کوشش هایش شکست می خورد و آفرینش بد او نابود می شود. در متن های متاخرتر آمده که اهریمن صورت مادی (گیتی) ندارد. اینطور به نظر می رسد که این فکر از اینجا ناشی می شود که جهان مادی آفریده ی خداست و درنتیجه الزاما باید خوب باشد. چون خوب و بد نمی توانند همزیستی داشته باشند، پس درنتیجه اهریمن نمی تواند صورت مادی داشته باشد بلکه فقط می تواند مانند انگلی در بدن آدمیان و حیوانات جای بگیرد، و این را نمی توان هستی مادی حقیقی به شمار آورد.
اَیشمَه، دیو خشم و غضب
اَیشمَه یعنی دیو خشم و غضب و خشونت بی حد، تجسم بی رحمی است که پیوسته درصدد برانگیختن ستیز و جنگ است و وقتی دیگر نمی تواند برای “آفرینش خوب” شری به وجود آورد، آنگاه توجهش را به سوی “آفرینش بد” معطوف می دارد و در اردوی دیوان نزاع برپا می کند. در یورشش بر آدمیان، به ویژه از حمایت زبان بدکاران برخوردار است، زیرا اینان خشم و غضب را برمی انگیزند. خشم آنانی را که تحت تاثیر مشروبات قرار می گیرند، همراهی می کند و دیوان “ژولیده مو” فرزندان او به شمار می روند.
سروش که تجسم فرمابرداری و اخلاص دینی است، ار کارهای درهم شکننده ی او در جهان جلوگیری می کند و همین نیرو در پایان جهان را از خشم رهایی می بخشد.
بیشتر بخوانید: اهورامزدا و امشاسپندان در ایران باستان؛ معرفی کامل نیروهای ایزدی در دین زردشت
اَژی دَهاکَه، ضحاک فریبکار
اصطلاح دروج، دروغ یا فریب غالبا به عنوان لقبی برای اهریمن (اَنگَره مَینو) یا برای دیو خاصی، یا همچنین برای طبقه ای از دیوان که مشهوریترین آنها ضحاک (اَژی دَهاکَه) است به کار می رود. وی چهره ای است که بسیار به او برخورده ایم. ضحاک دارای سه سر و شش چشم و سه پوزه است. او دقیق تر و اساطیری تر از دیوان دیگر توصیف شده است. بدن او پر از چلپاسه و گژدم و دیگر موجودات زیانکار است به طوری که اگر آن را بشکافند، همه ی جهان از چنین موجوداتی پُر خواهد شد.

ضحاک در موقعیتی به ناهید (آناهیتا) صد اسب و هزار گاور نر و ده هزار گوشفند قربانی تقدیم کرد و درخواست کرد که بتواند آرزوی همیشگی خود را محقق کرده و زمین را از جمعیت خالی کند. در موقعیتی دیگر از کاخ ناخجسته ی خود که دارای تیرک های زرین و تخت و سایبان است، با تقدیم قربانی به وای (خدای باد) درخواست کمک کرد اما هردو موجود ایزدی (ناهید و وای) آرزوهای ویرانگرانه ی او را خوار شمردند.
این فرزند اهریمن که انباشته از میل به تخریب بوده، درصدد خاموش کردن شعله های آنش مقدس برآمد، اما جم قهرمان او را از این کار بازداشت. ضحاک انتقام خود را از او گرفت. ضحاک نه تنها دختران این فرمانروای بزرگ را ربود بلکه خود جم را هم با اره به دو نیم کرد. اما پیروزی ضحاک عمر کوتاهی داشت زیرا فریدون قهرمان، دختران جم را آزاد و ضحاک را در کوه دماوند زندانی کرد.
او تا پایان تاریخ جهان در آنجا باقی می ماند و آنگاه دوباره به جهان حمله می کند و یک سوم موجودات را می بلعد و به آتش و آب و گیاه آسیب می رساند تا سرانجام به دست گرشاسب که دوباره زنده شده است، کشته می شود.
بیشتر بخوانید: خلاصه داستان ضحاک در شاهنامه و نماد او در اسطوره های ایرانی
طبیعت شر در اساطیر ایران
اینها سه دیوی هستند که به روشن ترین وجه توصیف شده اند. در مورد دیوان دیگر فقط نام های آنها را می دانیم مانند دیو رشک، دیو خودپسندی، دیو کاهلی و دیو غلط اندیشی ولی از وضعشان اطلاعات کمی داریم. با این همه، حتی از این شواهد اندک هم می توانیم تصویر نسبتا واضحی از خصوصیت کلی شر و مظاهر آن به دست آوریم. دروج نَسو یا دیو لاشه یکی از دیوهایی است که غالبا از او نام برده می شود. دیو لاشه تجسم روح تباهی و سرایت بیماری ها و ناپاکی است. یکی دیگر از نیروهای شر “جَهی” است که تجسم مادیه و دیو هرزگی است. ساحران یا جادوگران مظاهر دیگری از نیروهای مخرب شر هستند.
بنابراین شخصیت های شر و منفی اهدافی مانند خراب کردن و فاسد کردن و بدشکل کردن دارند. بزرگترین کار آنها ایجاد رنج و مرگ و فساد و تباهی در زندگی انسان (سردسته ی آفریدگان خدا) است. هرچه در انسان و در جهان هراس انگیز است، چه بدی جسمانی و چه اخلاقی، کار اهریمن است.
زردشتیان از جهت اصول عقاید دینی با مسئله ای در مورد علت وجود شر در جهان که بیشتر مذاهب توحیدی باید به آن بپردازند، یعنی اینکه چرا خدا رنج کشیدن را جایز می شمرد، مواجه نیستند. پاسخ دین زردشتی این است که خدا آن را جایز نمی شمرد. نیروهای شر و اهریمن واقعیتی است که خدا درحال حاضر اختیار آن را در دست ندارد، اما سرانجام روزی پیروزی از آن اوست. تاریخ صحنه ی نبرد میان این دو قدرت است.