شاهنامه, داستان های کهن

اسفندیار در شاهنامه کیست؟ زندگی و مرگ پهلوان رویین‌تن شاهنامه

اسفندیار در شاهنامه کیست؟ زندگی و مرگ پهلوان رویین‌تن شاهنامه

اسفندیار در شاهنامه پسرِ شاه ایران یعنی گشتاسب بود. او نماد شجاعت، وفاداری و انجام وظیفه است، اما در عین حال نشان می‌دهد که اگر وظیفه بدون خرد و پرسشگری دنبال شود، حتی بزرگ‌ترین پهلوانان نیز ممکن است قربانی جاه‌طلبی و تصمیم‌های نادرست شوند. در اینجا به معرفی شخصیت اسفندیار در شاهنامه، رویین‌تنی و چگونگی مرگ او خواهیم پرداخت.

 

اسفندیار در شاهنامه کیست؟

اسفندیار، فرزند گشتاسب شاه ایران و کتایون، دختر قیصر روم بود. او نوه‌ی لهراسپ، از نامدارترین شاهزادگان و پهلوانان بخش تاریخی شاهنامه است. او از خاندان کیانیان بود و از همان جوانی به عنوان جانشین گشتاسب شناخته می‌شد. نام اسفندیار در شاهنامه در مهم‌ترین رویدادهای این اثر حماسی دیده می‌شود؛ از گسترش آیین زرتشت و نبرد با ارجاسپ گرفته تا هفت‌خوان و رویارویی سرنوشت‌ساز با رستم.

فردوسی، اسفندیار را پهلوانی دلیر، خردمند و وفادار به ایران معرفی می‌کند. او برای دفاع از سرزمینش بارها به میدان جنگ رفت به همین دلیل، بسیاری او را یکی از شایسته‌ترین پهلوانان شاهنامه می‌دانند. با این حال، زندگی اسفندیار با تصمیم‌هایی که در ادامه زندگی گرفت، به سرنوشتی تلخ در شاهنامه تبدیل شد.

کوتاه بخوانید: اسفندیار فرزند گشتاسب (پادشاه ایران) و نوه‌ی لهراسپ بود. مادر او دختر قیصر روم بود و کتایون نام داشت.

بیشتر بخوانید: داستان های شاهنامه به ترتیب کدام اند؟ همراه با لیست کامل

 

چرا اسفندیار را پهلوان رویین‌تن می‌نامند؟

یکی از ویژگی‌های استثنایی در شاهنامه متعلق به اسفندیار است که او را از دیگر پهلوانان متمایز می‌کند. اسفندیار در شاهنامه رویین‌تن است. در بیشتر روایت‌های ایرانی آمده است که اسفندیار در کودکی به برکت دعای زرتشت یا شست‌وشو در آب مقدس توسط زرتشت، بدنی پیدا کرد که هیچ سلاحی قدرت آسیب زدن به آن را نداشت. به همین دلیل، در بیشتر نبردها، اسفندیار شکست‌ناپذیر به نظر می‌رسید و دشمنان از مقابله با او در میدان جنگ هراس داشتند.

با این حال، رویین‌تنی اسفندیار یک استثنا داشت. هنگام شست‌وشو دادن او در آب مقدس، چشمان اسفندیار بسته بود و به همین دلیل تنها نقطه‌ی آسیب‌پذیر بدنش چشمانش بود. فردوسی در شاهنامه دلیل رویین‌تن شدن او را توضیح نمی‌دهد، اما همین نقطه ضعف بعدها سرنوشت اسفندیار و در نبرد او با رستم نقشی تعیین‌کننده داشت. اگر می‌خواهید بدانید زرتشت که بود و چه آموزه‌هایی را در ایران پایه‌گذاری کرد، می‌توانید از همینجا وارد شوید.

کوتاه بخوانید: اسفندیار به دلیل رویین‌تن بودن در برابر سلاح‌ها آسیب نمی‌دید، اما چشمانش نقطه ضعف او بود و همین موضوع باعث مرگ او شد.

اسفندیار در شاهنامه کیست؟ زندگی و مرگ پهلوان رویین‌تن شاهنامه

عکس اسفندیار در شاهنامه پهلوان رویین‌تن

چرا گشتاسب با پسرش بدرفتاری می‌کرد؟

اگر داستان اسفندیار شاهنامه را بخوانید، خیلی زود متوجه می‌شوید که بزرگ‌ترین دشمن او گشتاسب یعنی پدرش بود که بارها اسفندیار را به دنبال آزمون های سخت فرستاد. گشتاسب چندین بار به اسفندیار وعده داد که پس از انجام مأموریتی مهم، تاج و تخت را به او می‌سپارد اما هر بار به بهانه‌ای وعده‌اش را زیر پا گذاشت. بیشتر پژوهشگران شاهنامه معتقدند گشتاسب از محبوبیت و شایستگی پسرش آگاه بود، اما نمی‌خواست تا زمانی که زنده است، قدرت را به او واگذار کند.

حتی زمانی که اسفندیار از وعده‌های عملی‌نشده پدر ناراضی بود، گشتاسب به جای عمل کردن به قول خود، او را زندانی کرد! اسفندیار نزدیک به دو سال در زندان ماند تا اینکه با حمله ارجاسب به ایران، گشتاسب ناچار شد از اسفندیار کمک بخواهد.

گشتاسب این بار هم به پسرش وعده داد اگر ارجاسب را شکست دهد و خواهرانش را از اسارت نجات دهد، تاج و تخت را به او واگذار خواهد کرد. اسفندیار این مأموریت را پذیرفت و راهی سفری شد که بعدها به نام هفت‌خوان اسفندیار شناخته شد اما باز هم به پادشاهی نرسید. در آخر نیز گشتاسب از او خواست رستم تهمتن، بزرگ‌ترین پهلوان ایران، را دست‌بسته به دربار بیاورد و همین مأموریت باعث پایان پیدا کردن زندگی اسفندیار در شاهنامه شد.

هفت خوان اسفندیار چطور اتفاق افتاد؟

اسفندیار تنها فرزند گشتاسب نبود. او دو دختر به نام‌های همای و به‌آفرید داشت که با حمله ارجاسب (پادشاه توران) به ایران به اسارت درآمدند. نجات آن‌ها یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های اسفندیار برای آغاز هفت‌خوان بود. هفت‌ خوان اسفندیار از مهم‌ترین ماجراهای بخش تاریخی شاهنامه است. زمانی که پادشاه توران، به ایران حمله کرد، گشتاسب به اسفندیار وعده داد که اگر همای و به‌آفرید را نجات و دشمن را شکست دهد، تاج و تخت ایران را به او خواهد سپرد. اسفندیار پذیرفت و راهی سفری شد.

در این سفر، اسفندیار با انواع خطرها روبرو شد؛ از نبرد با گرگ و شیر گرفته تا گذشتن از بیابان و رویارویی با جادوگران. او در هر مرحله موفق می‌شود بر مشکلات غلبه کند و سرانجام به دژ ارجاسب رسیده، خواهرانش را آزاد می‌کند و سپاه توران را شکست می‌دهد.

بیشتر بخوانید: مقایسه ی هفت خوان رستم و هفت خوان اسفندیار از شاهنامه

 

چرا اسفندیار به جنگ رستم رفت؟

یکی از سوال‌هایی که برای خوانندگان شاهنامه پیش می‌آید این است که اگر رستم و اسفندیار هر دو از پهلوانان ایران بودند، چرا با یکدیگر جنگیدند؟ پاسخ را باید در تصمیم گشتاسب جست‌وجو کرد، نه در دشمنی این دو پهلوان.

گشتاسب برای آخرین بار به اسفندیار وعده داد که اگر رستم را دست‌بسته به دربار بیاورد، پادشاهی را به او واگذار خواهد کرد. اسفندیار می‌دانست که رستم سال‌ها از ایران دفاع کرده و سن زیادی از او گذشته برای همین این مأموریت را نادرست می‌دانست. حتی کتایون، مادر اسفندیار، و پشوتن، برادرش، تلاش کردند او را از این تصمیم منصرف کنند اما درنهایت اسفندیار تصمیم گرفت فرمان پدر را اجرا کند.

وقتی اسفندیار به زابل رسید، ابتدا تلاش کرد بدون جنگ، رستم را همراه خود به دربار ببرد. رستم نیز چند بار پیشنهاد صلح و آشتی داد و سعی کرد از درگیری جلوگیری کند، اما هیچ‌کدام حاضر نشدند به خواسته‌ی دیگری تن بدهند.

اسفندیار در شاهنامه کیست؟ زندگی و مرگ پهلوان رویین‌تن شاهنامه

مرگ اسفندیار در شاهنامه چطور رقم خورد؟

وقتی گفت‌وگوهای رستم و اسفندیار به نتیجه نرسید، دو پهلوان ناچار شدند با یکدیگر بجنگند.

در آغاز نبرد، رستم که می‌خواست از جنگ جلوگیری کند، به اسفندیار گفت که پدرش تنها برای نفع خود این جنگ را ترتیب داده و خیر اسفندیار را نمی‌خواهد. با این حال، اسفندیار حاضر نبود سخنان رستم را بپذیرد. از سوی دیگر، رستم نیز حاضر نبود با دستِ بسته نزد شاه برود. به همین دلیل، نبرد آغاز شد.

در روز نخست، رستم از اسفندیار شکست خورد و به شدت زخمی شد. او از اسفندیار مهلت خواست تا زخمش را درمان کند. سپس به کمک پدرش، زال، از سیمرغ کمک خواست. سیمرغ به رستم گفت تنها راه شکست دادن اسفندیار، استفاده از تیری است که از چوب درخت گز ساخته شده باشد و به چشمان اسفندیار که تنها نقطه آسیب‌پذیر بدن او است اصابت کند.

روز بعد، نبرد دوباره آغاز شد. رستم با راهنمایی سیمرغ، تیر گز را به سوی چشمان اسفندیار پرتاب کرد. تیر به هدف نشست و اسفندیار بر زمین افتاد. اسفندیار پیش از مرگ با رستم گفتگو کرد. او رستم را مقصر اصلی نمی‌دانست و می‌دانست که این سرنوشت، نتیجه تصمیم‌ها و سیاست‌های گشتاسب بوده است. سپس از رستم خواست از فرزندش بهمن حمایت کند و او را تنها نگذارد. اگر علاقه دارید داستان کامل نبرد رستم و اسفندیار در شاهنامه را مطالعه کنید، می توانید از همینجا وارد شوید.

اسفندیار در شاهنامه نماد چیست؟

اسفندیار در شاهنامه به گونه‌ای توسط فردوسی خلق شده که خواننده مدام از خود می‌پرسد: آیا اسفندیار یک پهلوان شکست‌ناپذیر است یا قربانی تصمیم‌های دیگران؟ شاید پاسخ هر دو مورد باشد.

اسفندیار پیش از هر چیز، نماد وظیفه‌شناسی است. او حتی زمانی که می‌دانست دستور پدرش ناعادلانه است و مادر و برادرش موافق نبرد او با رستم نیستند، باز هم فرمان شاه را اجرا کرد. از نگاه اسفندیار، شکستن پیمان و سرپیچی از فرمان، با شخصیت و باورهایش سازگار نبود. از طرفی، اسفندیار بیش از حد رویای پادشاهی را در سر داشت و بنظر می‌رسد که او دست به هرکاری می‌زد تا قدرت خود را ثابت کند.

فردوسی در داستان اسفندیار در شاهنامه نشان می دهد که وظیفه‌شناسی زمانی ارزشمند است که با خرد همراه باشد. اسفندیار آنقدر غرق رویای پادشاهی ایران بود که به جای اینکه دشمن واقعی را در رفتار گشتاسب ببیند، ناچار شد در برابر رستم، بزرگ‌ترین مدافع ایران، قرار بگیرد. به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران شاهنامه معتقدند اسفندیار بیش از آنکه قربانی رستم باشد، قربانی جاه‌طلبی و قدرت‌طلبی خود و پدرش شد.

شاید به همین دلیل است که مرگ اسفندیار در شاهنامه هنوز هم تلخ و تاثیرگذار است. فردوسی نمی‌خواهد فقط از شکست یک پهلوان را نشان دهد. او در این داستان هشدار می‌دهد که قدرت‌طلبی، حتی اگر در درون یک خانواده باشد، می‌تواند سرنوشت بهترین انسان‌ها را تغییر دهد.

 

سوالات متداول

۱. اسفندیار در شاهنامه فرزند چه کسی بود؟

اسفندیار فرزند گشتاسب (شاه ایران) و کتایون (دختر قیصر روم) بود.

۲. نقطه ضعف اسفندیار چه بود؟

باوجود اینکه اسفندیار رویین‌تن بود، اما چشمانش نقطه ضعف او بودند و درآخر باعث مرگ او شدند.

۳. اسفندیار به دست چه کسی کشته شد؟

اسفندیار در شاهنامه در میدان نبرد به دست رستم کشته شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شش + پانزده =