جهان پس از مرگ در عقاید کیش زردشتی؛ بهشت و دوزخ ایرانیان باستان

اعتقاد به جهان پس از مرگ از قدیمی ترین تفکرات ایرانی بوده است که پرداختن به آن برای دوستداران تاریخ و فرهنگ ایران باستان خالی از لطف نیست. در عقاید و باورهای دین زردشتی می توان توصیفات دقیقی از بهشت و دوزخ و سرنوشت روان راستکاران و بدکاران را خواند و مورد بررسی قرار داد که در این مطلب به بخشی از آن اشاره خواهیم کرد.
باورهای زردشتی درباره جهان پس از مرگ
معاد، یعنی تعلیمات مربوط به آخرین امور جهان، رکن اساسی و شناخته شده ای در تعلیمات دین زردشتی است. بسیاری بر این اندیشه اند که این تعلیمات منبعی است که هم بر عقاید شرقی و هم بر عقاید غربی تاثیر گذاشته است یعنی آیین های هندی و بودایی در شرق و آیین یهودی و مسیحی در غرب. تعلیمات دین زردشتی در مورد پایان کار جهان شامل دو بخش است: پایان زندگی فرد با فرا رسیدن مرگ و پایان جهان. این دو مطلب را به نوبت مد نظر قرار می دهیم.
اعتقاد به جهان پس از مرگ در زمان نسبتا متاخری بخشی از اصول عقاید دینی یهودیان را تشکیل می دهد اما این اعتقاد از قدیمی ترین زمان ها بخش عمده ای از تفکرات ایرانی بوده است. جاودانگی تنها به معنی نوید پاداش اخروی نیست، بلکه در حقیقت جایگاه حقیقی انسان است زیرا آنچه به ظاهر انسان را نابود می کند، یعنی مرگ، سلاح اهریمن است. انسان برای زیستن ساخته شده است و نه برای مرگ. اگر فرضا مرگ سخن آخر باشد، در این صورت اهریمن پیروزمند نهایی است و نه خدا.
بیشتر بخوانید: زرتشت که بود؟ آشنایی با آموخته های محبوبترین دین در ایران باستان
جهان پس از مرگ؛ چه بر سر روح می آید؟
پس از مرگ، روان (روح) به مدت سه شب اطراف تن می گردد. نخستین شب به سخنان خود در زندگی گذشته اش می اندیشد، شب دوم به اندیشه هایش و شب سوم به کردارهایش. این سه شب زمان تاسف روان است بر تن، تاسف بر مرگ تن و همچنین زمانی است که روان و تن آرزوی دوباره یکی شدن را دارند. در این مدت دیوها آماده در کمین اند و مشتاق اند تا روان را دچار آزار و عذاب کنند، بی توجه به اینکه آنچه می کنند بجاست یا نه. از این رو، روان به پشتیبانی سروش عادل نیاز دارد و این حمایت از راه تقدیم هدایا و نیایش های خویشاوندان در گذشته به دست می آید.
این سه شب همچنین دوران نگرانی و دلگرمی است – نگرانی از فکر کارهای بد خود در زمان زندگی و دلگرمی از فکر کارهای نیکش. سه شب پس از مرگ، در سپیده دم (روز چهارم) هر روانی به سوی داوری خویش می رود. در طول زندگانی هر فردی مجموعه ای از صواب ها یا خطاهای او انبار می شود. این صواب ها و خطاها را در ترازویی در برابر چشمان داوران که عبارتند از مهر و سروش و رَشن می سنجند. گرایش این داوران به هیچ سو نیست یعنی نه نسبت به توانگران نفع بیشتری در نظر می گیرند و نه به سوی درویشان، نه به سوی ناتوان و نه به سوی زورمندان. درباره ی هر انسانی کاملا بر اساس زندگی خاص خود او داوری می کنند.
بیشتر بخوانید: اهورامزدا و امشاسپندان در ایران باستان؛ معرفی کامل نیروهای ایزدی در دین زردشت
در جهان پس از مرگ اگر اندیشه ها و گفتارها و کردارهای نیک بیشتر از بد باشد، روان به بهشت می رود؛ و اگر بدی بیشتر از نیکی باشد، روان به دوزخ فرستاده می شود. اما اگر هر دو کاملا برابر باشند، روان به هَمِیستگان یا برزخ که جایی میانی است، می رود.
راهنمایی راستکاران و بدکاران به سوی عاقبتشان
در جهان پس از مرگ هنگامی که روان از محل قضاوت بیرون می رود، راهنمایی به پیشوازش می آید و نسیمی خوشبخو و دوشیزه ای که زیباتر از او هرگز کسی ندیده است، از راستکاران استقبال می کند. روان که مبهوت زیبایی اوست می پرسد که او کیست و از کجا آمده است. آن دوشیزه پاسخ می دهد که: « من همان وجدان توام.» او مظهر اندیشه ها و گفتارها و کردارهای آن روان است. از سوی دیگر، بوی بد ناخوشایند و عجوزه ی برهنه ی پیری که به صورت بسیار نفرت انگیزی دچار عیوب است، به پیشواز روان بدکار می آید. این زن مظهر اندیشه ها و گفتارها و کردارهای اوست.

پل چپنوَد؛ آزمایش روان انسان
در جهان پس از مرگ پس از مراحل قبل، روان به سوی پل چپنوَد روانه می شود. این پل دو رو دارد. برای راستکاران عریض و آسان است اما برای بدکاران تغییر شکل می دهد و به صورت تیغه ی تیزی مانند تیغ شمشیر نمایان می شود به طوری که روان در نیمه راه به قعر دوزخ می افتد. هنگامی که روان راستکار از پل می گذرد، ایزدان مینویی را می بیند، آتش یا همان بهرام (از ایزدان زردشتی) تاریکی را دور می کند و روان که حالا پاک شده است به سمت بهشت راهنمایی می شود.
اما روان بدکار دچار عذاب های بزرگی می گردد و همچون گرگی که در دام افتاده باشد گریه و زاری می کند با این حال کمکی به او نمی رسد. اعمال بد روان که به صورت حیوان درنده ی ترسناکی درآمده، او را وادار می کند که برخلاف میل خود از پل بگذرد. پس از برداشتن یه گام که عبارتند از “اندیشه ی بد”، “گفتار بد” و “کردار بد”، با سر به دوزخ فرو می افتد و دچار انداع عذاب ها می شود.
بیشتر بخوانید: اهریمن و نیروهای شر در آئین ایران باستان؛ دشمنان همیشگی بشر
رودخانه ای از اشک سوگواران در جهان پس از مرگ
گفته اند که هم بدکاران و هم راستکاران با مانعی رو به رو می شوند و آن رودخانه ای است که از اشک های سوگواران درست شده است. زاری و گریه بیش از اندازه رودخانه را به طغیان می آورد و عبور از پل را برای روان دشوارتر می کند. زردشتیان گریه ی بیش از اندازه را گناه می شمردند زیرا آن کار به سلامتی سوگواری کننده آسیب می رساند و به حال شخص درگذشته نیز فایده ای ندارد.
زندگی در جهانی دیگر
اکنون به سرنوشت روان پس از آنکه ار پل چینور گذشت یا از آن فرو افتاد می پردازیم. اما باید توجه داشت در عقاید دین زردشتی وقتی که روان به محل پاداش یا مکافات می رسد، به جایگاه ابدی وارد نشده است. تنها هدف از هر مجازات عادلانه ای بازسازی یا اصلاح است. دوزخ زردشتی جایگاه موقتی است که در آن مجازات، هرچند سخت، اقدامی برای اصلاح است که با گناه تناسب دارد به طوری که سرانجام وقتی خیر و خوبی پیروز شود، همه ی مردم هم از بهشت و هم از دوزخ بار دیگر برانگیخته می شوند و با مبدا خود که خدای کاملا خوب است یکی می گردند.
بهشت و طبقات آن در کیش زردشتی
توصیف بهشت در نوشته های ویراف مقدس (ارداویراف مقدس) آمده است. گفته اند که او را در عالم شهود به بهشت و دوزخ برده اند تا سرنوشتی را که معتقدان در پیش دارند، برای آنان شرح دهد. سروش و موجودات آسمانی دیگر ویراف را از پل چپنوَد عبور دادند و در آن سوی پل نگهبان های آسمانی به دیدار او آمدند و او را به برزخ بردند که جایگاه کسانی است که اعمال نیک و بدشان برابر است. مجازات آنان فقط گرما و سرما است. ویراف از آنجا به طبقات گوناگون بهشت رفت.
در جهان پس از مرگ، نخست به طبقه ی ستارگان رسید که در آنجا از اندیشه ی نیک پذیرایی می شود. در آنجا روان ها که فروغشان مانند ستارگان است، درخشان و پرشکوه بر تخت نشسته اند. در طبقه ی بعدی، یعنی طبقه ی ماه، روان هایی هستند که از گفتار نیک پذیرایی می کنند. گرچه این روان ها احتمالا همه ی دستورهای دین زردشتی را انجام نداده اند، جای آنان در بهشت است زیرا کارهای خوب بسیاری انجام داده اند و فروغ آنان همانند روشنایی ماه است.
سومین طبقه، طبقه ی خورشید است که در آنجا به فرمانروایان خوب، به سبب آنکه با اعتقاد به وظیفه ی دشوار خود عمل کرده اند، پاداش می دهند. طبقه ی چهارم، گرودمان (بهشت برین) است که در آنجا بهمن، یعنی اندیشه ی نیک، به ویراف خوشامد می گوید و او را به حضور اهورامزدا می برد. در اینجا به ویراف اقامتگاه های گوناگون درستکاران را نشان می دهند: آنان که بخشنده بوده اند و آنان که از روی ایمان آیین های زردشتی را انجام داده اند و آن زنانی که همسرانی خوب بوده اند. همچنین کشاورزان، پیشه وران، کسانی که وظایف خود را با ایمان انجام داده اند، جایگاه شبان و کدخدایان و آموزگاران و آشتی خواهان. همه ی اینان در میان فرش ها و بالش های زیبا در لذت و شادی بسیار به سر می برند.
دوزخ چگونه در کیش زردشتی توصیف شده است؟
ویراف را پس از بازگشت به پل دوزخ می برند تا سرنوشت بدکاران را ببیند. آنان در سه شب نخستین پس از مرگ به اندازه ی که کسی در تمامی زندگی در جهان آزار ببیند، دچار رنج و عذاب می شوند. عجوزه ی پیری که تجسمی از وجدان فرد بدکار است، ویراف را رهبری کرد و او از میان جای “اندیشه بد”، “گفتار بد” و “کردار بد” گذشت و به دوزخ داخل شد. در آنجا با سرما و گرمای شدیدی روبرو گشت، تاریکی چنان غلیظ بود که می شد آن را با دست گرفت و تعفن چنان شدید بود که می شد آن را با کارد برید!
در جهان پس از مرگ، مردمان در دوزخ چنان تنگاتنگ درهم انباشته اند که زندگی قابل تحمل نیست، با این همه دوزخیان گمان می کنند که تنها هستند و زمان چنان به کندی می گذرد که پس از گذشت سه روز می پندارند که دوران نه هزارساله ی جهان گذشته است. همه جا پُر از موجودات پلید و نابکار است که روان های بدکاران را می درند و می ربایند. دوزخیان از فراوانی بارش برف و گرمای آتش تند سوران و از تعفت کثیف و سنگ و خاکستر در عذاب اند. هر روان متناسب با اعمال بد خود مکافات سختی می بیند.
جمع بندی
در دین زردشتی هم بهشت و هم دوزخ با کلمات مربوط به ماده توصیف شده اند. بهشت در بالای زمین است و دوزخ در زیرزمین. خوشی ها و رنج ها از آنچه در جهان وجود دارد شدیدتر است چون این خوشی ها و رنج ها را “روان” می بیند. این جزئیات نه تنها از جهت عرضه ی تصویر کلی بهشت و دوزخ به عنوان جایگاه عقوبت سخت و درعین حال اصلاح کننده جالب توجه اند، بلکه از نظر عرضه ی جزئیاتی درباره آنچه زردشتیان گناه دینی به شمار می آورند مانند کم فروشی، حکومت غیرعادلانه، خسیس بودن و … نیز درخور توجه است.