وبلاگ
مکتب اگزیستانسیالیسم؛ جریان فلسفی که ادبیات را دگرگون کرد

اگر تا به حال با خود فکر کرده اید که من چرا اینجا هستم؟ یا حس کرده اید در جهانی تنها و بی معنا رها شده اید، بدانید که دقیقا در دل پرسش های مکتب اگزیستانسیالیسم قرار گرفته اید. این مکتب فلسفی و ادبی، از تنهایی، آزادی، انتخاب و مسئولیت انسان حرف می زند و به دنبال مواجهه ای صادقانه با زندگی است.
اگزیستانسیالیسم به زبان ساده
مکتب اگزیستانسیالیسم، یکی از تاثیرگذارترین جریان های فلسفی و ادبی قرن نوزدهم و بیستم است که تمرکز اصلی آن بر انسان، انتخاب های فردی و مسئولیت شخصی در برابر زندگی است. اگر بخواهیم آن را به زبان ساده توضیح دهیم، اگزیستانسیالیسم به ما یادآوری می کند که انسان پیش از آن که “تعریفی ثابت” داشته باشد، وجود دارد. این جمله یعنی چه؟ یعنی انسان ابتدا به دنیا می آید، زندگی می کند، انتخاب می کند و از دل این انتخاب هاست که معنا پیدا می کند.
در نگاه اگزیستانسیالیستی، معنای زندگی از قبل مشخص نشده؛ این انسان است که باید معنای زندگی اش را خودش بسازد. به همین دلیل، مفاهیمی مانند آزادی، تنهایی، اضطراب، مرگ و انتخاب در مرکز توجه این مکتب قرار دارند. مکتب اگزیستانسیالیسم نمی خواهد به ما بگوید که زندگی ساده است یا همه چیز از پیش تعیین شده. برعکس، می گوید:
زندگی پیچیده، پر از تردید و همراه با مسئولیت است. اما در همین پیچیدگی، ما فرصت داریم تا خودمان را بسازیم.
این مکتب معمولا در پاسخ به بحران های بزرگ بشر، مثل جنگ های جهانی، پدیدار شد و به انسان مدرن کمک کرد تا در جهانی بی ثبات، نگاهی تازه به خودش و جایگاهش در هستی داشته باشد. اگزیستانسیالیسم به جای ارائه فرمولی برای خوشبختی، از ما دعوت می کند که با صداقت به خود و زندگی مان نگاه کنیم و شهامت انتخاب کردن و ساختن را داشته باشیم.
بیشتر بخوانید: مختصر تمام مکاتب ادبی جهان
تاریخچه و آغاز مکتب اگزیستانسیالیسم
مکتب اگزیستانسیالیسم، ریشه در دغدغه های انسانی، تجربه های فردی و بحران های اجتماعی دارد. این مکتب در قرن نوزدهم شکل گرفت، اما نقطه اوج و گسترش آن به قرن بیستم، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، باز می گردد.
نخستین جرقه های اگزیستانسیالیسم را می توان در آثار فیلسوف دانمارکی، سورن کی یرکگارد مشاهده کرد. او در نیمه ی نخست قرن نوزدهم، بر اهمیت ایمان، انتخاب فردی و رابطه شخصی انسان با هستی تاکید داشت. در همان زمان، فریدریش نیچه، فیلسوف آلمانی، با جمله ی معروف «خدا مرده است» اعلام کرد که ارزش های سنتی در حال فروپاشی اند و انسان باید معنای زندگی را خودش خلق کند. این نگاه انتقادی و فردمحور، از پایه های اصلی مکتب اگزیستانسیالیسم به شمار می آید.
اما این مکتب در قرن بیستم، به ویژه پس از فجایع جنگ جهانی دوم، جایگاه مهم تری پیدا کرد. انسانِ دوران جنگ، با پوچی، تنهایی واضطراب هستی روبرو شده بود و دقیقا در همین زمان بود که اندیشمندان مختلفی مانند ژان پل سارتر، آلبر کامو و مارتین هایدگر، مبانی مکتب اگزیستانسیالیسم را گسترش دادند. سارتر با جمله ی معروف «وجود مقدم بر ماهیت است»، تاکید کرد که هیچ سرنوشت از پیش تعیین شده ای برای انسان وجود ندارد و هر فرد مسئول ساختن خود و معنای زندگی اش است.
بیشتر بخوانید: توضیح تفکرات ناتورالیسم در ادبیات
ویژگی آثار ادبی در مکتب اگزیستانسیالیسم
ادبیات در مکتب اگزیستانسیالیسم، بر تجربه درونی شخصیت ها، بحران های وجودی و جستجوی معنا در جهانی بی ثبات و گاه پوچ تمرکز دارد. به همین دلیل، میتوان گفت ادبیات اگزیستانسیالیستی، بستری است برای نمایش نبرد درونی انسان با خودش و جهان اطرافش.

ویژگی مکتب اگزیستانسیالیسم
شخصیت های تنها، متفکر و درگیر انتخاب
شخصیت های اصلی در آثار ادبی این مکتب اغلب انسان هایی تنها، متفکر و دچار تردید هستند. آن ها با سوالاتی بنیادین دست و پنجه نرم می کنند: «من کیستم؟»، «آیا انتخاب هایم معنا دارند؟»، «آیا آزادی یک هدیه است یا یک بار سنگین؟».
این شخصیت ها معمولا با جامعه در تعارض اند و در مسیر کشف یا ساختن معنای زندگی، دچار اضطراب و احساس پوچی می شوند. گاهی قهرمان ندارند و اگر هم داشته باشند، ضدقهرمان هایی هستند که با ضعف ها و رنج های انسانی خود روبرو می شوند.
خط داستانی درونی
در داستان های مکتب اگزیستانسیالیسم، اتفاقات بیرونی معمولا در خدمت تحول ذهنی و روانی شخصیت قرار می گیرند. روایت ها ممکن است کند، تامل برانگیز و گاهی حتی بی نتیجه به نظر برسند اما همین حالت، نشان دهنده سردرگمی انسان مدرن در برابر زندگی است.
بیشتر بخوانید: تهیه آثار ادبی مکتب اگزیستانسیالیسم
موضوعات این مکتب
موضوعاتی مانند آزادی، مسئولیت، تنهایی، پوچی، مرگ، اضطراب، گناه، انتخاب و معنا از کلیدی ترین مفاهیم در آثار این مکتب اند. نویسنده تلاش نمی کند پاسخی نهایی ارائه دهد، بلکه سؤال می پرسد و مخاطب را وارد یک گفت وگوی درونی می کند. به طور مثال، در رمان «بیگانه» اثر آلبر کامو، شخصیت اصلی نه تنها از جامعه جدا افتاده است، بلکه حتی مرگ مادرش هم برای او بی احساس و بی معناست؛ این بی تفاوتی به ظاهر، در واقع تصویر عمیقی از انسان مدرن و بحران معنا در عصر مدرن است.
آثار ادبی معروف مکتب اگزیستانسیالیسم
۱. بیگانه – آلبر کامو
۲. تهوع – ژان پل سارتر
۳. محاکمه – فرانتس کافکا
۴. انسان در جستجوی معنا – ویکتور فرانکل

کتاب های مکتب اگزیستانسیالیسم
اگزیستانسیالیسم در روانشناسی چه تحولی ایجاد کرد؟
مکتب اگزیستانسیالیسم، فراتر از فلسفه و ادبیات، تاثیر عمیقی بر حوزه روانشناسی گذاشت و باعث شکل گیری شاخه ای به نام روان درمانی اگزیستانسیالیستی شد. برخلاف بسیاری از نظریه های روانشناسی که درباره گذشته فرد، ناخودآگاه یا اختلالات رفتاری تمرکز می کنند، روانشناسی اگزیستانسیالیستی انسان را موجودی آزاد، مسئول و درگیر با معنای زندگی می داند.
روان شناسی اگزیستانسیالیستی بر این تمرکز دارد که بسیاری از بحران ها و مشکلات روانی، ناشی از ناتوانی فرد در یافتن معنا، ترس از مرگ، گریز از آزادی یا اجتناب از پذیرش مسئولیت است. این مکتب به جای برچسب زدن به افراد یا تعریف آن ها با اختلالات، آن ها را دعوت به مواجهه ای صادقانه با چهار دغدغه اصلی وجودی می کند:
- مرگ: پذیرفتن مرگ به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از زندگی، و تلاش برای یافتن معنا در محدودیت زمان.
- آزادی: درک این که ما آزادی انتخاب داریم، اما همین آزادی بار مسئولیت را هم بر دوش ما می گذارد.
- تنهایی وجودی: هر انسانی در نهایت تنهاست و باید خودش به پرسش های هستی پاسخ دهد.
- پوچی و معنا: زندگی از پیش معنا ندارد، اما انسان می تواند و باید برای خود معنا بسازد.
در این نوع روان درمانی، رابطه درمانگر و مراجعه کننده، یک تعامل انسانی عمیق است. درمانگر نقش داور یا مفسر زندگی فرد را ندارد، بلکه به او کمک می کند تا با بحران های وجودی اش روبه رو شود و معنایی شخصی و معتبر برای زندگی اش پیدا کند.
جملات اگزیستانسیالیسم
اندیشه های مکتب اگزیستانسیالیسم پر است از تلنگرهای عمیق درباره آزادی، معنا، تنهایی و مسئولیت انسانی. در ادامه، برخی از معروف ترین جملات این مکتب را بخوانید:
انسان نمی تواند از مسئولیت انتخاب هایش فرار کند؛ حتی وقتی انتخاب نمی کند، باز هم انتخاب کرده است.
ــ ژان پل سارتر
معنا چیزی نیست که از بیرون به دست آید، بلکه چیزی ست که در دل تجربه ها و تصمیم های ما زاده می شود.
ـ اروین یالوم
او که چرایی زندگی را یافته، با هر چگونه ای می سازد.
ــ ویکتور فرانکل
هراس از مرگ، در واقع هراس از زندگی نکردن است.
ــ رولو می
تنهایی، بهای آگاهی ست.
ـ آلبر کامو