جستارهای ادبی, نقد و معرفی

نگاهی کوتاه به پارسی نویسی؛ دشمنی با ایران و زبان پارسی

نگاهی کوتاه به پارسی نویسی؛ دشمنی با ایران و زبان پارسی

گاهی از دشمنان ایران می‌شنویم که «زبان پارسی از میان رفته و بدون کاربرد واژگان بیگانه مانند اَرَبی و تُرکی و… توانایی سخن گفتن و نوشتن نخواهید داشت» در این نوشتار تلاش بر این بوده که بر پایه بُن‌مایه‌های کهن از زبان‌های ایرانی، واژگان پارسی جایگزین شوند تا گواهی بر این باشد که برای هر واژه بیگانه، یک یا چند برابر پارسی داریم. پژوهش پیشِ رو به کوشش میکاییل مهرآریان به نگارش درآمده است.

 

عرب یا تازی؟

واژگانی مانند (تازی، تازنده، تازیک، تاجیک، تاچیک و تاژیک) نامی است که ایرانیان به گروهی از مردم سرزمین عربستان دادند که به سوی ایران می‌تاختند که بر پایه واژه «تاختن» هستند و شاید «تاژی» یا همان «مردم چادرنشین» بوده و کم‌کم این واژه، به همه نژاد عرب گفته شد که نادرست است. به زبان ساده، نمی‌توان بگوییم (همه عرب‌ها به سرزمین ایران یورش بردند و ستم کردند). باید بگوییم (مردمانی از سرزمین عربستان که از یک یا چند تبار گوناگون بودند، همیشه به ایران یورش می‌بُردند و چون از نژاد عرب بودند، کم‌کم ایرانیان، همه عرب‌ها را «تازی» هم می‌نامیدند).

برای نمونه، «گیرسیا» تنها یک تبار از مردم یونان بودند. ولی رومیان، به همه مردم یونان می‌گفتند «گیرسیا» که نادرست است.

از دیرباز، مردمانی از نژاد عرب در کشور ایران می‌زیسته‌اند و همیشه با دیگر نژادهای ایرانی پیمان دوستی داشته‌اند و دارند. بنابراین، آن دسته از دشمنانی که بیش از هزار سال پیش به ایران یورش بردند را نباید «عرب» بنامیم. چون نژادِ آن مردم، به تنهایی، مایه دشمنی نبوده است و بهتر است آن دشمنان را «تازیان» یا «تبار تازیان عربستان» بنامیم تا در نگاه شنونده یا خواننده، از دیگر مردمانِ عربِ ایرانی جدا باشند.

بیشتر بخوانید: مطابقت شجره نامۀ پادشاهان کیانی و نوذری با مادها و هخامنشیان

 

دشمنی با ایران و زبان پارسی

گاهی نمونه‌ای از گفتار را پیش‌کشیده و درخواست می‌کنند برابر پارسی آن را بنویسیم. برای نمونه (ورود افراد متفرقه متفرقه اکیداً ممنوع). که می‌توانیم بنویسیم «درون‌شدن نارَواست» یا «رفت و آمد ناشناسان رَوا نیست». اگر بیان این واژگان برای شما سخت هستند، بخش (واژگان سخت پارسی) را بخوانید.

دیگر دشمنان ایران و فرهنگ ایرانی، گاهی می‌گویند: زبان پارسی، زبان نیست و تنها یک گویش از زبان اَرَبی است.

در پاسخ باید گفت، اینکه در گفتگوی روزمره مردم ایران واژگان اَرَبی کاربرد بالایی دارند، گواه این نیست که برای آن واژگان، برابر پارسی نداشته باشیم. کاربرد واژگان اَرَبی در میان مردم ایران، از پیامدهای یورش تازیان به ایران و فرانروایی دویست ساله آنان با ستم و کشتار پارسی‌گویان است. اگرچه در برابر سرزمین‌هایی مانند مصر که زبانشان سراسر اَرَبی شده است، برای ایرانیان مایه سربلندی است که زبان پارسی همچنان زنده است.

از سوی دیگر، در پاسخ به این جُستار  باید شاهنامه را در برابر یک اَرَب‌زبان بگذاریم و درخواست کنیم آن را بخواند و درون‌مایه آن را بازگو کند. چراکه اگر پارسی، گویشی از زبان اَرَبی باشد، باید دست کم بخشی از آن را دریابد. ولی زمانی که کسی هیچ واژه‌ای از سخن دیگر مردمان یک سرزمین را نمی‌شناسد، گویای این است که آن مردم به «زبان» دیگری سخن می‌گویند؛ نه اینکه «گویش» جداگانه داشته باشند.

 

واژگان سخت پارسی

گاهی واژگان پارسی، تا جایی فراموش شده‌اند که برای ما واژه‌ای سراسر بیگانه هستند. برای نمونه واژه «سُهِش» که برابر با «حس / احساس» است. شاید گمان کنید که هرگز واژه «سُهِش» نمی‌تواند جایگزین واژه «احساس» شود. ولی آیا می‌دانید زمانی به جای واژه «آتش‌نشانی»، واژه «اداره اطفائیه» کاربرد داشته است؟

در آن زمان هم واژه پیشنهادی «آتش‌نشانی» برای مردم بسیار سخت و بیگانه بوده است. چراکه تا پیش از آن زمان، چنین واژه‌ای شنیده نشده بود و ذهن مردم در برابر جایگزینی این واژه ایستادگی می‌کرده است. همچنین واژه «شهرداری» که جایگزین واژه «بَلَدیه» و واژه «دادگاه» که جایگزین واژه «عدلیه» شد، در سالهای نخست، برای مردم سخت بود اما امروز واژگانی هستند که به گوش ما آشنا هستند.

 

بندواژه‌های (ث، ح، ص، ض، ط، ظ، ع، ق)

بندواژه‌های (ث، ح، ص، ض، ط، ظ، ع، ق) در زبان پارسی کاربرد ندارد و واژگانی که دارای این بندواژه‌ها باشند، اَرَبی هستند.

واژگانی مانند «کیومرث» و «تهمورث» که ریشه پارسی دارند، باید به این گونه نوشته شوند. (کیومرس، تهمورس).

واژه «شصت» که برابر با شماره ۶۰ است، نادرست است و باید «شَست» نوشته شود. اگرچه با واژه «شَست» که برابر با نام یکی از انگشتان است برابر است اما در گفتار و نوشتار، بر پایه آنچه که گوینده یا نویسنده پیش آورده است، دچار گمراهی نخواهیم شد. همانگونه که در واژه «شیر» می‌دانیم گوینده یا نویسنده درباره چه چیزی سخن می‌گوید یا می‌نویسد.

همچنین واژه «صد» که برابر با شماره ۱۰۰ است، باید «سَد» نوشته شود و واژه «سَد» که در راه رودخانه‌ها می‌سازند، واژه‌ای اَرَبی است که به جای آن باید بنویسیم «آب‌بَست».

نوشتن واژگان پارسی با بندواژه «ط» مانند (طهران، طوس، طالش) نادرست هستند. واژگانی که ریشه لاتین دارند مانند «بلیت» هم چون نه اَرَبی هستند و نه پارسی باید با بندواژه «ت» نوشته شوند.

واژه «قوری» روسی است و واژگانی مانند «قند» و «قهرمان» و «قباد» اَرَبی‌شده «کند» «کهرمان» و «کَواذ» هستند.

پس به جای (ث) و (ص) بندواژه «س» داریم.

به جای (ح) بندواژه «هـ» داریم.

به جای (ض) و (ظ) بندواژه‎های «ز» و «ذ» داریم.

به جای (ط) بندواژه «ت» داریم.

به جای (ع) بندواژه «آ – اَ – اِ – اُ) داریم.

به جای (ق) بندواژه «غ» داریم.

 

 

 

– اَرَبی: عربی

– بُن‌مایه: منابع

– گفتار: جمله

– پیش‌کشیدن: مطرح‌کردن

– تبار: قوم – قبیله

– مایه: دلیل – باعث

– جُستار: موضوع

– اَرَب‌زبان: عرب‌زبان

– درون‌مایه: معنا – مفهوم – محتوا

– دریافتن: متوجه‌شدن

– سراسر: کاملا

– بندواژه: حرف

– واژه: کلمه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × دو =