ادبیات جهان, نقد و معرفی

خلاصه و تحلیل نمایشنامه کودک مدفون اثر سم شپارد؛ تحلیل کامل شخصیت

خلاصه و تحلیل نمایشنامه کودک مدفون اثر سم شپارد؛ تحلیل کامل شخصیت

نمایشنامه کودک مدفون اثر نویسنده آمریکایی، سم شپارد، به موضوغ فروپاشی یک خانواده در اثر رازی در گذشته می پردازد و نشان می دهد که چطور تروما ی خانوادگی سرکوب شده می تواند در قالب رفتارهای نابهنجار شخصیت ها خود را نشان دهد و باعث از بین رفتن اساس و بنیان یک خانواده شود. در ادامه برای مطالعه خلاصه و تحلیل نمایشنامه کودک مدفون با ما همراه باشید.

 

اهمیت نمایشنامه کودک مدفون و جایگاه آن در کارنامه هنری سم شپارد

نمایشنامه کودک مدفون یکی از برجسته ترین آثار نمایشنامه نویس نسل جدید آمریکا یعنی سم شپارد به شمار می آید. شپارد در این اثر با زبانی ساده به سراغ فروپاشی خانواده آمریکایی می رود و تضاد بین ظاهر آرام زندگی مدرن را با حقیقت عجیب و تراژیک پنهان شده آن آشکار می کند.

اهمیت نمایشنامه کودک مدفون از آن جاست که یکی از بهترین نمونه های سبک واقع گرایی آشفته شپارد را نشان می دهد یعنی سبکی که در آن عناصر رئالیستی با رفتارهای غیرمعمول ترکیب می شوند تا ذهن و روان شخصیت ها را آشکار کنند. این اثر نشان می دهد چگونه یک راز خانوادگی می تواند باعث شود یک خانواده از اساس متلاشی شود و هویت افراد را زیر سؤال ببرد.

خلاصه و تحلیل نمایشنامه کودک مدفون اثر سم شپارد؛ تحلیل کامل شخصیت

در کارنامه هنری سم شپارد، نمایشنامه کودک مدفون جایگاهی ویژه دارد چون نخستین نمایشی بود که او با آن شهرت جدی در فضای تئاتر آمریکا به دست آورد و حتی باعث شد جایزه پولیتزر را کسب کند. این نمایشنامه نمونه ای کامل از دغدغه های اصلی شپارد درباره خانواده است. خانواده ای که گرفتار گذشته شده، مردانی نمی توانند نقش خود را در جامعه پیدا کنند و خشم پنهان شده در آنها که در شکاف های روابط خانوادگی جمع شده است. شپارد با این اثر، توانایی اش در ساختن فضای تنش زا، خلق گفت وگوهای تند و ریتم دار، و ترکیب واقعیت با استعاره را نشان داد و مسیر جدیدی در نمایشنامه نویسی پسامدرن باز کرد.

بیشتر بخوانید: تحلیل شخصیت های نمایشنامه مرگ فروشنده اثر آرتور میلر

 

خلاصه کامل نمایشنامه کودک مدفون

در ابتدای نمایشنامه کودک مدفون ، داج بیمار و ناتوان روی کاناپه نشسته و هل، همسرش، در حال نگهداری از اوست. تایل – پسر بزرگ تر – بعد از مدت ها دوری به خانه برمیگردد و خسته و پریشان است. کمی بعد، بردلی – پسر دیگر – وارد می شود؛ مردی خشن که پایش را از دست داده و رفتار تهاجمی دارد. فضای خانه از همان ابتدا آشفته و پرتنش است و اعضای خانواده مدام با هم درگیر می شوند. شب می رسد، وینس همراه شلی به خانه می آید و می گوید نوه ی داج است، اما هیچ یک از اعضای خانواده او را نمی شناسند. شلی تلاش می کند با آن ها کنار بیاید اما با برخوردهای سرد و رفتارهای عجیب روبه رو می شود. در این مدت، تایل و بردلی مدام با هم درگیر می شوند و داج نیز از بیان رازهای خانواده طفره می رود.

در ادامه، وینس که از شنیده نشدن و بی توجهی خانواده خشمگین است، خانه را ترک می کند. در غیاب او، شلی در میان گفت وگوهای پراکنده ی اعضای خانواده از مرگ یک کودک سخن می شنود که سال ها پیش در این خانه رخ داده است. کم کم مشخص می شود این کودک از رابطه ی نامشروع هل بوده و داج برای حفظ وجهه ی خانواده او را کشته و در مزرعه دفن کرده است. شب هنگام، وینس دوباره و این بار مست به خانه بازمی گردد و با رفتارهای پرخاشگرانه، خود را به عنوان تنها وارث این خانواده تحمیل می کند. داج در نهایت می میرد و وینس صبح روز بعد مسئولیت خانه را برعهده می گیرد. در پایان، تایل بدن کودک مدفون را از خاک بیرون می کشد و همه مقابل این حقیقت خاموش می مانند؛ خانه در سکوتی سنگین پایان می یابد.

خلاصه و تحلیل نمایشنامه کودک مدفون اثر سم شپارد؛ تحلیل کامل شخصیت

 

تحلیل روان شناختی نمایشنامه؛ تروما، فروپاشی روحی و رفتارهای آشفته شخصیت ها

رفتار شخصیت ها در نمایشنامه کودک مدفون در شکل دادن به روایت نقش اساسی دارد. واکنش ها و رفتار آشوب زده ی افراد باعث پیش رفتن روایت و داستان می شود ؛ رفتارهایی که به تدریج نشان می دهند خانواده درگیر یک تروما ی حل نشده است و هر حرکتشان در مسیر آشکار شدن آن قرار می گیرد. و مفهوم کلیدی نمایشنامه در ذهن نویسنده را بازتاب می دهد: فروپاشی بنیان خانواده به عنوان پیامد مستقیم پنهان کاری و انکار حقیقت.

شخصیت ها در نمایشنامه کودک مدفون درگیر نوعی ترومای خانوادگی سرکوب شده اند. مرگ کودک نامشروع، که سال ها پنهان شده، تبدیل به تجربه ای حل نشده و دفن شده در ناخودآگاه خانواده می شود و باعث می گردد هر عضو با شکلی از اضطراب دائمی، پرخاشگری یا انکار زندگی کند. این تروما نه فقط یک حادثه در گذشته، بلکه منبع اصلی تولید خشونت پنهان، بدگمانی و رفتارهای غیرعادی در زمان حال است؛ به گونه ای که هیچ کس قادر نیست موقعیتی پایدار یا رابطه ای سالم بسازد.

بیشتر بخوانید: تحلیل شخصیت پردازی در نمایشنامه باغ وحش شیشه ای

 

در شخصیت داج، تروما خود را در شکل از بین رفتن اراده و قدرت نشان می دهد. او از یک سو درگیر احساس گناه و از سوی دیگر درگیر تلاش برای حفظ اقتدار از دست رفته خود است. همین تناقض باعث می شود رفتارهای او بین کناره گیری، خشونت لفظی و تلاش برای پنهان کاری در نوسان باشد.  در مقابل، هل حامل نوعی مقاومتِ عصبی و انکاری است. او با چسبیدن به کارهای روزمره و اصرار بر انضباط ظاهری، تلاش می کند حقیقت و راز خانواده را به گوشه ترین قسمت ذهن بسپارد. شخصیت او نمونه ای از سازوکار دفاعی انکار در نمایشنامه مودک مدفون است. این موضوع در ظاهر خانواده را حفظ می کند اما در باطن، ناپایداری بیشتری تولید می کند.

در نهایت، وینس، تایل و بردلی هرکدام نمونه هایی از انتقال بین نسلی تروما هستند؛ یعنی فرزندان رفتاری را نشان می دهند که شاید خود تجربه نکرده باشند اما بر روح و روان و آینده آنها تاثیر گذاشته. سردرگمی وینس درباره ی هویت، پرخاشگری بردلی و میل همیشگی تایل به گریز، شکل های مختلف واکنش به خانواده ای هستند که مرکز روانی خود را از دست داده است.

تصمیم های داج برای پنهان کردن حقیقت، تلاش های هل برای کنترل ظاهر آرام خانه، و رفتارهای پرخاشگرانه ی فرزندان، همگی نشان می دهند که سم شپارد در نمایشنامه کودک مدفون قصد دارد ساختار خانواده را به عنوان میدانی از فشار روانی و دروغ مشترک نمایش دهد. حقیقت سرکوب شده هر لحظه امکان بازگشت دارد و حتی اگر توسط اعضا به رسمیت شناخته نشود، به شکل رفتارهای ناگهانی و غیرقابل کنترل و خشونت بار نشان داده خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *