ادبیات جهان

نقد و خلاصه نمایشنامه همه پسران من آرتور میلر | بررسی کامل اثر

نقد و خلاصه نمایشنامه همه پسران من آرتور میلر | بررسی کامل اثر

نمایشنامه همه پسران من آرتور میلر یکی از درام های تاثیرگذار معاصر است که تراژدی را در بستر خانواده دنبال می کند. میلر در اغلب آثار خود، خانواده را به عنوان پله اول شکست افراد و بحران های اجتماعی معرفی می کند و داستان نمایشنامه همه پسران من هم مانند این آثار، در خانواده ای با واقعیت های پنهان شده و روابط شکست خورده اتفاق می افتد.

 

آرتور میلر کیست و چرا آثارش مهم است؟

آرتور میلر یکی از چهره های معروف تئاتر در قرن بیستم است که بیش از هر چیز به بازتاب واقعیت در نمایشنامه هایش شناخته می شود. او در آمریکا و پس از جنگ جهانی دوم یعنی دوره ای که جامعه پر از تناقض بود رشد کرد. در این دوران از یک سمت مشکلات اقتصادی و از سوی دیگر آثار جنگ، بحران اخلاقی و شکاف طبقاتی جامعه را آشفته کرده بود. میلر در آثارش سراغ همین تناقض ها رفت و در قالب متن های نمایشی، نقدی به مفهوم «موفقیت به هر قیمت» وارد کرد.

نمایشنامه های آرتور میلر در نگاه اول روایت زندگی یک خانواده یا چند شخصیت است اما با نگاهی عمیق تر، می توان بازتابی از ساختار اجتماعی آمریکا و حتی جهان مدرن دید. در بین این آثار، نمایشنامه همه پسران من نقطه ی عطفی در کارنامه این نویسنده است. این اثر نخستین موفقیت بزرگ میلر بود و باعث شد موفق شود تا جایزه «درام حلقه منتقدان نیویورک» را کسب کند. مهم تر آنکه این نمایشنامه زمینه ساز خلق شاهکار معروف میلر یعنی نمایشنامه مرگ فروشنده شد. نمایشنامه همه پسران من متنی است که به خوبی نشان می دهد میلر در دنیای آثار خود به دنبال چه چیزی است: پیوند میان انتخاب های فردی و پیامدهای اجتماعی.

او در قالب داستان یک خانواده، مسئله ای بزرگ تر را مطرح می کند. اینکه در برابر جامعه و نسل آینده چه مسئولیتی داریم.

 

خلاصه نمایشنامه همه پسران من

نمایشنامه همه پسران من آرتور میلر در خانه ی خانواده ی کلر در حومه ی شهری در آمریکا، پس از جنگ جهانی دوم اتفاق می افتد. جو کلر، پدر خانواده، کارخانه ای دارد که در زمان جنگ قطعات هواپیما تولید می کرده. در گذشته، به دلیل نقصی در قطعات، تعدادی از هواپیماها سقوط می کنند و بیست و یک خلبان جان خود را از دست می دهند. جو به همراه شریک خود به دادگاه کشیده می شود و می توانند مسئولیت این حادثه را از دوش خود  بردارد اما شریک او به زندان می افتد.

 

اجرای نمایشنامه همه پسران من آرتور میلر

اجرای نمایشنامه همه پسران من آرتور میلر

 

در زمان حال نمایش، خانواده ی کلر با زخمی از گذشته زندگی می کنند. لَری، پسر بزرگ خانواده، در جنگ ناپدید شده و مادر خانواده، کیت، همچنان باور دارد که او زنده است. در مقابل، کریس، پسر دیگر جو، تلاش می کند مادر را با این حقیقت که لری دیگر مرده است، رو به رو کند. او قصد دارد با آن دیور، دختر شریک پدرش و نامزد سابق لری، ازدواج کند. این تصمیم باعث درگیری های شدید خانوادگی می شود، زیرا کیت آن را نوعی خیانت به یاد لری حساب می کند.

با ورود آن و برادرش جرج (که تازه به ملاقات پدرشان در زندان رفته)، راز گذشته ی این خانواده آشکار می شود. در ابتدا جو همه چیز را انکار می کند، اما به تدریج معلوم می شود که او واقعا دستور داده بود قطعات معیوب فرستاده شوند، چون نمی خواست کارخانه تعطیل شود و کارگرانش بیکار شوند.

در پایان، کریس که نمی تواند باور کند پدرش چنین تصمیمی گرفته و جان انسان ها را فدای منفعت کرده است، آشفته می شود. کیت نامه ای از لری رو می کند که نشان می دهد لری پس از آگاهی از رسوایی پدر تصمیم به خودکشی گرفته بود. در نهایت جو کلر متوجه می شود که نه فقط پسر خودش، بلکه “همه پسران” کشته شده در جنگ، پسران او بوده اند و نمایش با خودکشی جو کلر به پایان می رسد.

 

اگر به تهیه نمایشنامه همه پسران من علاقه داری، از همینجا راحت و سریع خرید کن


انکار فردی و بحران اخلاقی خانوادگی 

نمایشنامه همه پسران من آرتور میلر را می توان از نمونه های تراژدی مدرن دانست. تراژدی ای که نه در قصر پادشاهان، بلکه در حیاط خانه ای آمریکایی شکل می گیرد. میلر در این متن به مخاطب نشان می دهد که چطور در دل روابط خانوادگی، هرچند کامل و بی نقص، بحران های اخلاقی و روانی رشد می کند و باعث ایجاد شکافی عمیق بین اعضای خانواده می شود. جو کلر در مرکز این تراژدی قرار دارد. او در گذشته به خاطر سودجویی در دوران جنگ، هم باعث کشته شدن تعدادی خلبانان شده هم پایه اعتماد در خانه ی خودش را هم از بین برده است.

در چنین فضایی، میلر داستانی جلو می برد که نشان می دهد مسئولیت فرد و خطایی که انجام میدهد چطور با مسائل خانوادگی درهم تنیده می شود و فاجعه به بار می آورد. اما اگر بخواهیم نگاهی روانشناسانه داشته باشم، یکی از مهم ترین بحث های روانکاوانه در نمایشنامه همه پسران من آرتور میلر، شخصیت کیت کلر است.

او مادری است که نمی تواند مرگ پسرش را بپذیرد و در انکار دائمی به سر می برد. این انکار، کارکردی شبیه به یک مکانیسم دفاعی دارد که روان او را از فروپاشی حفظ می کند، اما هم زمان باعث می شود خانواده در وضعیت تعلیق و بی تصمیمی باقی بماند. کیت بر زنده بودن لری اصرار می کند و به این صورت ناخودآگاه تلاش می کند گناه همسرش را نیز انکار کند چون پذیرش مرگ پسر، به معنای پذیرش مسئولیت جو در کشته شدن خلبان های دیگر در جنگ و در نهایت، فروپاشی اعتماد و اخلاق در خانواده است.

 

کریس، پسر دیگر خانواده، نقطه ی مقابل این انکار است. او تلاش دارد خانواده را به سمت حقیقت جلو ببرد. اما همین تقابل میل کریس به صداقت و واقعیت و اصرار کیت به انکار، شکاف و تنشی در خانواده ایجاد می کند. نقطه ی اوج تراژدی، جایی است که انکار دیگر نمی تواند دوام بیاورد. نامه ی لری مساوی است با بازگشت امر سرکوب شده و حقیقتی را آشکار می سازد که هیچکس دیگر توانایی انکار آن را ندارد: مرگ لری نه تنها نتیجه جنگ، بلکه محصول مستقیم خطا و طمع پدر است.

این لحظه همان جاست که بحران فردی کیت و بحران اخلاقی کریس، به یک تراژدی خانوادگی کامل بدل می شود و جو چاره ای جز مواجهه با گناه و پایان دادن به زندگی اش پیدا نمی کند.

به این ترتیب، نمایشنامه همه پسران من آرتور میلر نشان می دهد که تراژدی مدرن می تواند در ساده ترین روابط خانوادگی شکل بگیرد انکار فردی، خطای اخلاقی و گناه، خانواده ای به ظاهر عادی را به نابودی می کشد. نمایشنامه همه پسران من فقط داستان سقوط یک خانواده نیست، بلکه درواقع بازتابی است از بحران اخلاقی جامعه ای که بین مسئولیت پذیری و به دنبال منافع شخصی بودن، گرفتار شده است.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *