آموزش داستان نویسی, شناخت ادبیات و سینما

پیرنگ چیست؟ تفاوت پیرنگ و داستان چیست؟

پیرنگ چیست؟ تفاوت پیرنگ و داستان چیست؟
اگر تازه داستان‌نویسی را شروع کرده باشید، احتمالاً با واژه «پیرنگ» زیاد روبه‌رو شده‌اید و شاید هنوز دقیق ندانید چه تفاوتی با خود داستان دارد. پیرنگ چیست و چرا نویسنده‌ها آن را یکی از پایه‌های مهم داستان‌نویسی می‌دانند؟ ساده‌ترین پاسخ این است که پیرنگ فقط مجموعه اتفاق‌هایی که در یک داستان رخ می‌دهند نیست؛ بلکه به چگونگی ارتباط این اتفاق‌ها با یکدیگر و رابطه میان علت و پیامد آن‌ها مربوط می‌شود. در این مقاله می‌خواهیم پیرنگ را به زبان ساده بشناسیم، تفاوت آن را با داستان و طرح بررسی کنیم و ببینیم یک پیرنگ خوب چگونه می‌تواند به داستان انسجام و کشش بیشتری بدهد.

پاسخ کوتاه:

پیرنگ چیست؟ پیرنگ ساختاری است که رویدادهای داستان را به یکدیگر مرتبط می‌کند و نشان می‌دهد چرا و چگونه اتفاق‌ها به دنبال هم رخ می‌دهند.

 

پیرنگ چیست و چه نقشی در داستان دارد؟

پیرنگ یا Plot یکی از مفاهیم مهم در داستان‌نویسی است و به سازمان‌دهی رویدادهای داستان مربوط می‌شود. وقتی اتفاق‌های یک داستان فقط پشت سر هم قرار نگرفته باشند و میان آن‌ها رابطه‌ای منطقی و علت و معلولی شکل گرفته باشد، با یک پیرنگ روبه‌رو هستیم. تصمیم یک شخصیت می‌تواند اتفاقی را به وجود بیاورد، آن اتفاق شخصیت را با مانعی تازه روبه‌رو کند و واکنش او نیز مسیر بعدی داستان را تغییر دهد. به این ترتیب، حوادث داستان مانند قطعه‌هایی جدا از هم نیستند و هرکدام در پیش رفتن ماجرا نقش دارند. ارسطو نیز در «بوطیقا» بر اهمیت نظم و وحدت رویدادهای داستان تأکید می‌کند و پیرنگ را سازمان‌دهی کنش‌ها و حوادث می‌داند.

برای درک بهتر پیرنگ چیست، می‌توانیم به یک داستان ساده فکر کنیم. فرض کنید دختری نامه‌ای قدیمی پیدا می‌کند و بعد از خواندن آن تصمیم می‌گیرد درباره گذشته خانواده‌اش تحقیق کند. اگر تحقیقات او باعث کشف رازی شود و همین راز او را به سمت تصمیم دیگری ببرد، میان اتفاق‌ها ارتباط شکل گرفته است. بنابراین نویسنده فقط نگفته چه اتفاق‌هایی افتاده‌اند، بلکه برای هر مرحله از داستان، زمینه‌ای ساخته که مرحله بعدی را به وجود می‌آورد. چنین ارتباطی باعث می‌شود خواننده احساس کند اتفاق‌ها دلیل و پیامد دارند و مسیر داستان تصادفی پیش نمی‌رود.

پیرنگ چیست؟ تفاوت پیرنگ و داستان چیست؟

پیرنگ چیست و چه تفاوتی با طرح داستانی دارد

آیا پیرنگ همان ترتیب اتفاق‌های داستان است؟

نه، صرفاً مرتب کردن اتفاق‌ها در یک توالی زمانی به معنای ساختن پیرنگ نیست. ممکن است بگوییم «دختری از شهر خود رفت، در دانشگاه پذیرفته شد، با دوست قدیمی‌اش ملاقات کرد و بعد شغل تازه‌ای پیدا کرد» و فقط مجموعه‌ای از اتفاق‌ها را بیان کنیم. برای شکل گرفتن پیرنگ باید بدانیم این اتفاق‌ها چگونه به یکدیگر مربوط شده‌اند. اگر پذیرفته شدن در دانشگاه دلیل ترک شهر باشد و آشنایی با دوست قدیمی مسیر شغلی او را تغییر دهد، میان رویدادها رابطه‌ای شکل گرفته است. همین رابطه میان حوادث است که به داستان حرکت و انسجام می‌دهد.

پاسخ کوتاه

  • داستان بیشتر به خودِ حوادث و ماجراها مربوط است.
  • پیرنگ رابطه و منطق میان این حوادث را شکل می‌دهد.
  • روایت به شیوه ارائه این حوادث برای مخاطب مربوط است.

 

تفاوت پیرنگ و داستان چیست؟

تفاوت داستان و پیرنگ یکی از مهم‌ترین نکته‌هایی است که نویسنده تازه‌کار باید با آن آشنا شود. در کاربرد روزمره، این دو واژه گاهی به جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اما در مطالعات داستان، می‌توان میان آن‌ها تمایز گذاشت. داستان رشته‌ای از رویدادها است که بر اساس توالی زمانی مرتب شده‌اند، در حالی که در پیرنگ رابطه علّی میان رویدادها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. بنابراین داستان بیشتر به این پرسش نزدیک است که «بعد چه اتفاقی افتاد؟» و پیرنگ ما را به پرسش «چرا این اتفاق افتاد؟» نزدیک می‌کند.

برای درک بهتر اینکه پیرنگ چیست و چه تفاوتی با داستان دارد این مثال را تصور کنید:

فرض کنید درباره زندگی یک شخصیت بگوییم که پدرش را از دست داد، از شهرش رفت، چند سال بعد به شهر برگشت و در نهایت خانه قدیمی خانواده را فروخت. این جمله‌ها می‌توانند بخشی از داستان زندگی او را تشکیل دهند. اما اگر از رابطه میان این اتفاق‌ها حرف بزنیم، وضعیت متفاوت می‌شود. مثلاً اگر مرگ پدر باعث ترک شهر شده باشد، دوری از شهر باعث تغییر شخصیت او شده باشد و بازگشتش برای مواجه شدن با گذشته اتفاق افتاده باشد، حوادث به یکدیگر پیوند پیدا می‌کنند. در این حالت، فقط با فهرستی از اتفاق‌ها روبه‌رو نیستیم و منطق پیش‌روی آن‌ها نیز برایمان روشن شده است.

تفاوت پیرنگ و طرح داستان چیست؟

پیرنگ و طرح نیز دو اصطلاحی هستند که در داستان‌نویسی گاهی به جای یکدیگر به کار می‌روند و همین موضوع می‌تواند برای نویسنده تازه‌کار گیج‌کننده باشد. طرح را می‌توان نقشه کلی اتفاق‌هایی دانست که قرار است در داستان رخ دهند. نویسنده ممکن است پیش از شروع نوشتن، اتفاق‌های مهم داستان را روی کاغذ بیاورد و مسیر کلی آن را مشخص کند. پیرنگ به رابطه میان این اتفاق‌ها و منطق پیشرفت آن‌ها توجه بیشتری دارد. البته در منابع مختلف، تعریف دقیق «طرح»، «پیرنگ» و حتی معادل انگلیسی آن‌ها همیشه یکسان نیست و به همین دلیل باید این تفاوت را یک تفکیک کاربردی بدانیم، نه یک مرزبندی مطلق و تغییرناپذیر.

برای مثال، ممکن است طرح یک داستان را این‌طور خلاصه کنیم: «پسری نامه‌ای قدیمی پیدا می‌کند، درباره گذشته پدرش تحقیق می‌کند، با فردی از گذشته او ملاقات می‌کند و در پایان حقیقتی را درباره خانواده‌اش می‌فهمد.» این خلاصه مسیر اصلی اتفاق‌ها را نشان می‌دهد، اما هنوز مشخص نکرده‌ایم هر اتفاق دقیقاً چگونه اتفاق بعدی را به وجود می‌آورد. وقتی مشخص کنیم نامه چرا پیدا می‌شود، محتوای آن چگونه پسر را به تحقیق وادار می‌کند، تحقیقات با چه مانعی روبه‌رو می‌شوند و هر کشف چه پیامدی دارد، وارد قلمرو درک پیرنگ چیست شده‌ایم.

مفهومپرسش اصلینقش در داستان
داستانچه اتفاق‌هایی رخ می‌دهند؟رشته کلی حوادث و ماجراها
طرحچه اتفاق‌هایی قرار است در مسیر داستان رخ دهند؟نقشه کلی رویدادها
پیرنگچرا و چگونه اتفاق‌ها به یکدیگر مربوط می‌شوند؟سازمان‌دهی و ارتباط میان رویدادها
روایتاتفاق‌ها چگونه برای مخاطب ارائه می‌شوند؟شیوه بازگویی و ارائه اطلاعات داستان

پیرنگ داستان چگونه شکل می‌گیرد؟

برای فهم اینکه پیرنگ چیست بهتر است به خاطر داشته باشیم پیرنگ از کنار هم گذاشتن تصادفی اتفاق‌ها به وجود نمی‌آید. معمولاً شخصیت، خواسته یا هدفی دارد و برای رسیدن به آن با مانع یا کشمکشی روبه‌رو می‌شود. تصمیمی که شخصیت در واکنش به این وضعیت می‌گیرد، می‌تواند اتفاق تازه‌ای ایجاد کند و آن اتفاق نیز او را با مسئله دیگری روبه‌رو کند. به این ترتیب، کنش و واکنش شخصیت‌ها به حرکت داستان کمک می‌کنند. در یک پیرنگ منسجم، حوادث اصلی باید چنان به مسیر کلی داستان مربوط باشند که حذف یا جابه‌جایی بی‌دلیل آن‌ها به انسجام اثر آسیب بزند؛ این ایده با تأکید ارسطو بر وحدت کنش در ساخت پیرنگ ارتباط دارد.

شخصیت چه نقشی در شکل‌گیری پیرنگ دارد؟

شخصیت فقط کسی نیست که اتفاق‌های داستان برای او رخ می‌دهند. انتخاب‌ها، خواسته‌ها، ترس‌ها و تصمیم‌های او می‌توانند خودِ مسیر داستان را بسازند. وقتی شخصیت برای رسیدن به هدفی تصمیم می‌گیرد کاری انجام دهد، این تصمیم می‌تواند پیامدهایی ایجاد کند و او را وارد مرحله بعدی ماجرا کند. به همین دلیل، در بسیاری از داستان‌های موفق، پیرنگ و شخصیت از یکدیگر جدا نیستند. اگر اتفاق‌ها بدون تأثیر تصمیم‌های شخصیت پیش بروند، داستان ممکن است مصنوعی یا بیش از حد وابسته به تصادف به نظر برسد.

کشمکش چه ارتباطی با پیرنگ دارد؟

کشمکش یکی از عواملی است که به پیرنگ انرژی می‌دهد. شخصیت معمولاً چیزی می‌خواهد، اما مانعی بر سر راه او قرار دارد و همین فاصله میان خواسته و وضعیت موجود، او را به کنش و تصمیم وادار می‌کند. هرچه تصمیم‌های شخصیت پیامدهای مهم‌تری ایجاد کنند، مسیر داستان نیز تغییرات بیشتری پیدا می‌کند. به همین دلیل، هنگام طراحی پیرنگ بهتر است فقط از خودمان نپرسیم «چه اتفاقی بیفتد؟» بلکه بپرسیم «این اتفاق چه چیزی را برای شخصیت تغییر می‌دهد و او در واکنش به آن چه خواهد کرد؟»

پاسخ کوتاه

برای ساخت پیرنگ، فقط فهرستی از حوادث ننویسید. هدف شخصیت، مانع، تصمیم، پیامد و رابطه میان اتفاق‌ها را مشخص کنید تا داستان مسیر مشخصی پیدا کند.

یک پیرنگ خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟

پیرنگ خوب الزاماً به معنای پیچیده بودن داستان نیست. حتی یک داستان ساده می‌تواند پیرنگ منسجمی داشته باشد، اگر اتفاق‌های اصلی آن به یکدیگر وابسته باشند و مسیر داستان برای مخاطب قابل درک باشد. در نگاه ارسطو، پیرنگ باید یک کل منسجم داشته باشد و آغاز، میانه و پایان آن با ساختار کنش مرتبط باشند. او همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که وحدت پیرنگ به معنای قرار گرفتن تمام اتفاق‌های زندگی یک شخصیت در یک داستان نیست؛ رویدادها باید در ارتباط با کنش واحد اثر قرار بگیرند.

برای یک نویسنده تازه‌کار که می خواهد بداند پیرنگ جیست، می‌توان چند ویژگی ساده را برای بررسی پیرنگ در نظر گرفت. اتفاق‌های اصلی نباید صرفاً برای پر کردن داستان کنار هم قرار گرفته باشند و بهتر است هرکدام تأثیری بر ادامه ماجرا داشته باشند. شخصیت باید در برابر اتفاق‌ها واکنش نشان دهد و تصمیم‌های او بتوانند مسیر داستان را تغییر دهند. همچنین پایان داستان باید تا حدی از مسیر طی‌شده قابل درک باشد، حتی اگر نویسنده در طول مسیر خواننده را غافلگیر کند.

  • میان رویدادهای اصلی رابطه منطقی یا علّی وجود داشته باشد.
  • تصمیم‌های شخصیت‌ها در پیشرفت داستان نقش داشته باشند.
  • کشمکش و مانع، شخصیت را به کنش و انتخاب وادار کند.
  • اتفاق‌های فرعی تا حد امکان با مسئله اصلی داستان ارتباط داشته باشند.
  • داستان مسیر مشخصی داشته باشد و پایان آن با روند کلی اثر بی‌ارتباط نباشد.

 

تفاوت پیرنگ، داستان و روایت در یک نگاه

حالا که سه مفهوم اصلی را جداگانه بررسی کردیم، می‌توانیم رابطه آن‌ها را ساده‌تر ببینیم و پاسخ دهیم پیرنگ چیست. داستان بیشتر به ماجرایی مربوط است که اتفاق می‌افتد، پیرنگ به ارتباط و سازمان‌دهی این اتفاق‌ها توجه دارد و روایت به شیوه‌ای مربوط می‌شود که نویسنده این حوادث را برای مخاطب بازگو می‌کند. ممکن است یک پیرنگ واحد با شیوه‌های روایی متفاوت ارائه شود و انتخاب راوی، زاویه دید یا ترتیب ارائه اطلاعات، تجربه خواننده را تغییر دهد. بنابراین نباید پیرنگ را با نحوه تعریف کردن داستان یکی بدانیم.

مثلاً تصور کنید داستان درباره کارآگاهی است که می‌خواهد راز یک قتل را حل کند. اینکه قاتل چه کسی بوده و چه اتفاق‌هایی پیش از قتل رخ داده‌اند، بخشی از داستان است. رابطه میان انگیزه قاتل، تصمیم قربانی، وقوع قتل و تلاش کارآگاه برای کشف حقیقت، به پیرنگ مربوط می‌شود. حال اگر نویسنده همه این اتفاق‌ها را از نگاه خود کارآگاه و به ترتیب زمانی تعریف کند یا بعضی اطلاعات را پنهان کند و بعداً آشکار سازد، شیوه روایت تغییر کرده است، در حالی که هسته رویدادها و روابط پیرنگی می‌تواند همچنان همان باشد.

چطور برای یک داستان پیرنگ طراحی کنیم؟

اگر خودتان داستان می‌نویسید و میخواهید بدانید پیرنگ چیست، کافی است یک نکته را رعایت کنید. برای طراحی پیرنگ لازم نیست از همان ابتدا تمام جزئیات رمان یا داستان کوتاه را مشخص کنید. بهتر است ابتدا مسئله اصلی شخصیت و هدف او را روشن کنید و بعد ببینید چه مانعی می‌تواند رسیدن به این هدف را دشوار کند. سپس تصمیم‌های مهم شخصیت را مشخص کنید و برای هر تصمیم، پیامد قابل‌باوری در نظر بگیرید. با این روش، به‌جای جمع کردن اتفاق‌های جذاب و پراکنده، زنجیره‌ای از رویدادها می‌سازید که هر مرحله، زمینه‌ای برای مرحله بعد ایجاد می‌کند.

یک روش ساده این است که برای هر اتفاق مهم از خودتان چند سؤال بپرسید. این اتفاق چرا رخ می‌دهد؟ چه چیزی باعث آن شده است؟ شخصیت اصلی در برابر آن چه تصمیمی می‌گیرد؟ تصمیم او چه پیامدی دارد؟ آیا پیامد ایجادشده مسیر داستان را تغییر می‌دهد؟ اگر پاسخ این پرسش‌ها روشن باشد، احتمال اینکه حوادث داستان فقط کنار هم چیده شده باشند کمتر می‌شود و ارتباط میان آن‌ها بیشتر به چشم می‌آید.

  • هدف اصلی شخصیت را مشخص کنید.
  • مهم‌ترین مانع را پیدا کنید.
  • تصمیم‌هایی را که شخصیت در برابر موانع می‌گیرد مشخص کنید.
  • برای هر تصمیم، پیامد داستانی در نظر بگیرید.
  • اتفاق‌های غیرضروری را که تأثیری بر مسیر اصلی ندارند حذف کنید.
  • در پایان بررسی کنید که آیا رویدادهای اصلی به یکدیگر متصل هستند یا نه.

 

جمع‌بندی؛ پیرنگ چیست و چه چیزی به داستان اضافه می کند؟

برای پاسخ به سوال پیرنگ چیست باید بگوییم پیرنگ فقط مجموعه‌ای از اتفاق‌های داستان نیست، بلکه نحوه ارتباط و پیشرفت این اتفاق‌هاست. داستان می‌تواند به ما بگوید چه اتفاق‌هایی افتاده‌اند، اما پیرنگ نشان می‌دهد این اتفاق‌ها چگونه به یکدیگر مربوط شده‌اند و چه رابطه‌ای میان علت، کنش و پیامد آن‌ها وجود دارد. به همین دلیل، پیرنگ می‌تواند به حوادث داستان انسجام بدهد و باعث شود خواننده مسیر تغییرات و تصمیم‌های شخصیت‌ها را دنبال کند. این نگاه به پیرنگ، هم برای تحلیل داستان‌های موجود مفید است و هم برای نویسنده‌ای که می‌خواهد داستان خودش را طراحی کند.

اگر بخواهیم همه بحث را در یک جمله خلاصه کنیم، می‌توان گفت داستان بیشتر درباره «چه اتفاقی افتاد» است و پیرنگ درباره «این اتفاق‌ها چگونه و چرا به یکدیگر مربوط شدند». نویسنده‌ای که این تفاوت را بشناسد، هنگام طراحی داستان بهتر می‌تواند میان شخصیت، کشمکش، تصمیم و پیامد ارتباط برقرار کند. در نتیجه، به‌جای فهرستی از حوادث، با داستانی روبه‌رو می‌شویم که مسیر و منطق درونی خودش را دارد.

 

سؤالات متداول درباره پیرنگ چیست

  1. پیرنگ چیست؟ پیرنگ ساختار ارتباط میان رویدادهای داستان است و نشان می‌دهد اتفاق‌ها چگونه بر اساس رابطه علت و پیامد به یکدیگر مربوط می‌شوند.
  2. تفاوت پیرنگ و داستان چیست؟ داستان بیشتر به رشته حوادث و توالی آن‌ها مربوط می‌شود، در حالی که پیرنگ بر رابطه میان حوادث و منطق پیشرفت آن‌ها تأکید دارد.
  3. آیا پیرنگ و طرح داستان یکی هستند؟ این دو اصطلاح در بعضی منابع نزدیک یا حتی مترادف به کار می‌روند، اما در یک تفکیک کاربردی می‌توان طرح را نقشه کلی رویدادها و پیرنگ را رابطه و سازمان‌دهی میان آن‌ها در نظر گرفت.
  4. آیا هر داستانی باید پیرنگ پیچیده داشته باشد؟ خیر. پیرنگ خوب الزاماً پیچیده نیست. یک داستان ساده نیز می‌تواند پیرنگی منسجم داشته باشد، اگر رویدادهای اصلی آن به شکل منطقی به یکدیگر مرتبط باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − 8 =