کیومرث کیست؟ تطبیق کیومرث در شاهنامه با گیومرتا در اوستا

کیومرث در شاهنامه به عنوان نخستین انسان و نخستین پادشاه جایگاهی ویژه دارد و سرآغاز روایت آفرینش در این کتاب ارزشمند به شمار می رود. همچنین در کتاب قدیمی و مهم اَوِستا نیز از شخصیتی به نام گیومرتا به عنوان اولین انسان یاد می شود که مقایسه ی این دو شخصیت می تواند نشان دهد که چگونه یک مفهوم مشترک در بسترهای متفاوت، معانی و نمادهای تازه ای پیدا کرده اند. شما علاقمندان به ادبیات فارسی در این مطلب می توانید تحلیلی تطبیقی میان کیومرث در شاهنامه و گیومرتا در اوستا را مطالعه کنید و به ابعاد مشترک و تفاوت های این دو روایت پی ببرید.
کیومرث کیست و چرا مهم است؟
کیومرث (گیومرتا در منابع کهن) در اسطوره های ایرانی به عنوان نخستین انسان و نخستین پادشاه محسوب می شود. کیومرث شخصیتی است که:
- مردمان را که تا قبل از این به صورت پراکنده و در طبیعت زندگی می کردند، برای اولین بار گرد هم جمع کرد.
- او نماد عبور از وضعیت اولیه انسان به وضعیت سازمان داده شده ی اجتماعی و سیاسی است که در آن پوشش، نظم، آداب جمعی و اولین هسته ی جامعه انسانی شکل گرفت.
- این اتفاقات باعث شد به کیومرث در شاهنامه نقش «پدرِ انسان» و «پایه گذارِ پادشاهی» داده شود.
- داستان او منبعِ نمادینِ مشروعیت تاریخی سلسله های پادشاهی است که در شاهنامه دنبال می شود.
- اهمیت کیومرث در شاهنامه از منظر اسطوره شناختی پاسخ پرسش های انسان درباره ی آغاز هستی و منشأ نظم اجتماعی است.

کیومرث در شاهنامه
زمینه اساطیری و ساختار داستان کیومرث در شاهنامه
زمینه اساطیری داستان کیومرث و به طور کلی بخش اساطیری شاهنامه را باید دنباله ی منابعی مانند اوستا و متون پهلوی دانست. فردوسی در شاهنامه با استفاده از این منابع و همچنین روایت های محلی، داستان های پراکنده را بر می دارد و آن ها را در قالبِ یک روایت منسجم و پیوسته قرار می دهد. یعنی او نه فقط بازگوی اسطوره هاست، بلکه سازنده یک چینش تاریخی-اسطوره ای است که از عهد «اساطیر» به «قهرمانان» و سپس به «تاریخ» می رسد. داستان های شاهنامه به ترتیب در یک چینشِ سه گانه قرار دارند که به خواننده این امکان را می دهد تا تحول جامعه و پادشاهی را در طول نسل ها پیگیری کند.
در ساختار روایت های شاهنامه از جمله داستان کیومرث در شاهنامه، چند ویژگی بارز و تکرار شونده دیده می شود که با هم آن ها را مرور می کنیم:
- الگوهای تبارنامه ای که نظمِ سیاسی را از طریق نسب و نسل به هم پیوند می زنند
- مبارزه با نیروهای آشوب، مرگ و شر
- نکته های اخلاقی و آموزشی که روایت ها را به درس هایی درباره خیر و نیکی، عدالت و مسئولیت جمعی پیوند می دهد
خلاصه داستان کیومرث در شاهنامه به نثر
کیومرث در شاهنامه نخستین انسان و نخستین پادشاه در آغاز جهان است. او توانست انسان ها را گرد هم آورد و پایه ی زندگی اجتماعی را بنا کند. در زمانی که مردم هنوز بی پوشاک و بدون آدابِ جمعی و بدون ابزار زندگی می کردند، کیومرث با خرد و تدبیر خویش به آنان نظم و سامان آموخت. کیومرث در شاهنامه پوشش و آداب زیستن را رواج داد، گروه مردم را گرد هم آورد و شکلی ابتدایی از حکمرانی تشکیل داد.
روایت شاهنامه از داستان کیومرث نشان می دهد که از آغاز، جهان با نیروهای هولناک و به هم زننده ی نظم رو به رو بود. کیومرث فرزندی به اسم سیامک داشت که در نبرد با نیروهای شریر کشته شد. اهریمن برای نابودی کیومرث، فرزند خود را که دیوی نیرومند و دهشت انگیز بود، به میدان فرستاد. این دیو که «خَزروان» نام داشت، با قلم فردوسی مثل گرگی عظیم و خونخوار توصیف شده است که تاریکی در وجودش موج میزد. خزروان با گردآوری لشکری از دیوان، قصد آن داشت تا بر سرزمین کیومرث حمله کند و جهان را دوباره در ظلمت و تاریکی فرو برد.
بیشتر بخوانید: خلاصه داستان سیامک در شاهنامه، نبرد سیامک و دیو خزروان
خبر این توطئه به گوش سیامک رسید و باعث شد شعله خشم در دلش زبانه بکشد زیرا در برابر سرزمین و خاندانش احساس تعهد و مسئولیتش می کرد. در روز نبرد، هنگامی که دو سپاه در برابر هم صف کشیدند، سیامک شجاع و بیپروا به مقابله با خزروان رفت. اما او که زره و سلاح سنگین نداشت، با ضربه ای سنگین توسط خزروان به خاک افتاد و اینطور بود که نخستین خون انسان در شاهنامه به زمین ریخته شد. بعدها انتقام خونِ سیامک توسط فرزندش، هوشنگ، گرفته شد تا نوادگاه کیومرث بر زمین حکمرانی کنند.
بیشتر بخوانید: داستان هوشنگ و انتقام خون سیامک در شاهنامه
تطبیق کیومرث در شاهنامه با گیومرتا در اوستا
کیومرث در شاهنامه و گیومرتا در اوستا، هر دو به عنوان نخستین انسان و آغازگر آفرینش انسانی معرفی می شوند، اما روایت هر کدام نشان دهنده ی بازتاب نگرش فرهنگی و اسطوره ای دوره خود است. بررسی این دو داستان نشان می دهد که چگونه یک مفهوم مشترک در بسترهای متفاوت، معانی و نمادهای تازه ای پیدا کرده است.
اشتراک های بنیادین کیومرث و گیومرتا
در هر دو، یک شخصیت آغازین وجود دارد که نقش «اولین انسان» و «مبدأِ نظمِ انسانی» را ایفا می کند. هر یک به صورت اسطوره ای، پاسخ به این پرسش بنیادین اند که «آغازِ بشر چگونه و از کجاست؟» همچنین در هر دو روایت تضاد بین نیروهای سازنده و نیروهای مخرب یعنی نیروهای خیر و شر یا تقابل نیروهای اهورایی و اهریمنی دیده می شود که سرنوشتِ نخستین انسان را در زمینه یک مبارزۀ کیهانی یا نمادین قرار می دهد.
تفاوت های داستانی و کاربردی کیومرث و گیومرتا
با این حال، اوستا و شاهنامه هدف ها و بافت های متفاوتی دارند و بنابراین تصویرِ نخستین انسان در هرکدام کارکرد جداگانه ای دارد. در اوستا، گیومرتا چهره ای کیهانی تر و آئینی تر دارد و سرنوشت او با طرحِ آفرینش و نبردِ ابدی بین اهورامزدا و نیروهای ضدِ او در پیوند است.
در مقابل، فردوسی کیومرث را در قالبِ یک بنیان گذارِ تاریخی تصویر می کند و بیشتر نقشِ پادشاهِ نخست و معلمِ آدابِ بشری به کیومرث می دهد تا نمادی صرفا کیهانی. فردوسی با زبانِ حماسی، کیومرث را نقطۀ آغازِ سلسله های تاریخی و تبارنامه سازی معرفی می کند یعنی کارکردِ او مشروعیت بخشیِ سیاسی و فرهنگیِ شاهان آینده است.
اگه به تهیه کتاب گزیده هایی از شاهنامه فردوسی علاقه داری، میتونی از طریق همین لینک اقدام کنی
کلام آخر تحلیل تطبیقی کیومرث در شاهنامه و گیومرتا در اوستا
تحلیلِ تطبیقی نشان می دهد که فردوسی از عناصر اساطیریِ اوستایی و پهلوی استفاده کرده اما آن ها را در خدمتِ دو هدف متفاوت قرار داده: در اوستا روایت برای توضیحِ نظمِ کیهانی و آیینی است، در حالی که فردوسی همان عناصر داستانی را در پوششی انسانی تر و تاریخی تر قرار می دهد تا مسئلۀ هویتِ ملی، حکومت و پادشاهی و آموزشِ جمعی را برجسته کند. از نظر نمادین، هر دو روایت از نقش نخستین انسان در تأمین تداوم بشر بهره می برند، اما اوستا آن را در بستر کیهانی-دینی تعریف و شاهنامه آن را در بُعدِ تاریخی-اجتماعی بازتولید می کند.
سوالات متداول
۱. کیومرث در شاهنامه کیست؟
کیومرث، اولین انسان و نخستین پادشاه در شاهنامه است.
۲. آیا گیومرتا در اوستا همان کیومرث در شاهنامه است؟
بله، کیومرث با نام گیومرتا در اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان، معرفی می شود. هرچند در روایت فردوسی دچار تغییراتی شده است.
خوب بود ممنون