ادبیات جهان

نمایشنامه دندان: واقعیتْ همان زندگی است

درباره نمایشنامه دندان: واقعیت همان زندگی است

نمایشنامه دندان نوشته ماتئی ویسنی‌یک نمایشنامه‌ای کوتاه است که در مجموعه کتاب‌های کوچک انتشارات نیلا با ترجمه آرش حسن‌پور به چاپ رسیده است. ماتئی ویسنی‌یک، شاعر و نمایشنامه‌نویسِ رومانیایی است که تمامِ آثارِ نمایشی‌اش که بالغ بر بیست نمایشنامه می‌شوند از سوی حکومتِ کمونیستیِ کشورش ممنوع شدند و آن‌ها را در فرانسه که بعدتر به آن‌جا مهاجرت کرد منتشر کرد.

 

جهانِ واقعی کدام است؟

نمایشنامه دندان با سه شخصیت اوّلی، دوّمی و سرباز خواننده را در فضایی غیرواقعی قرار می‌دهد امّا با پیش رفتنِ نمایش مرز واقعیت و جهان غریبی که ویسنی‌یک خلق می‌کند کم‌تر و کم‌تر می شود.

بعد از اشاره دوّمی به واتِرلو و سِدان، خواننده می‌فهمد چیزی که با آن مواجه است اتّفاقاً از دلِ واقعیت جهان بیرون آمده است. غارتگرانی که در نمایشنامه دندان با آن‌ها روبرو هستیم، یعنی اوّلی و دوّمی، انگار همان‌قدر که در جهانی ابزُرد به سر می‌برند، فاصله‌شان با واقعیت نیز به باریکی نخ است.

واترلو شهری در جنوبِ بروکسل است که واپسین جنگ میانِ فرانسه به رهبری ناپلئون با قوای متحد پروس در آن‌جا درگرفت. سدان نیز منطقه‌ای در آردِن، شمالِ شرقِ فرانسه است که در آن قشونِ صد و سی‌هزارنفریِ ناپلئونِ سوّم در مقابلِ قوای پروس (سپتامبرِ ۱۸۷۰) با تلفاتِ سنگین شکست خورد.

 

ترجمه نمایشنامه دندان اثر ماتئی ویسنی یک

ترجمه نمایشنامه دندان اثر ماتئی ویسنی یک

 

اجتناب از واقعیت

در نمایشنامه دندان، واقعیت با آن که از ابتدا بر کلّ نمایش سایه افکنده است، در پرده‌ای از ابهام چنان دور به نظر می‌آید که خوشبینیِ آکنده به دردِ نویسنده در انتهای نمایش را غیرقابلِ توصیف می‌کند؛ مانندِ تمامِ احساساتی که طولِ نمایش تنها می‌توانند احساس شوند و به سادگی به رشته کلام درنمی‌آیند.

«اوّلی: چرا نمی‌تونی؟ عکساشون بامزه‌س، خودتَم می‌دونی. قبول کن همه‌ی عکسا یه جورن، انگار همه‌شون همون زن و همون یه جفت بچّه‌ی چاقالو رو داشته‌ن. همچینام آدمو احساساتی نمی‌کنن عکسا. چَن‌صدتاشونو جمع کرده‌م.. زیاد که دیده باشی دیگه روت تأثیری نمی‌ذاره.» (ویسنی‌یک، ۱۱)

دوّمی می‌گوید که عکس‌هایی که در جیبِ مٌرده‌ها پیدا می‌کند بامزه‌اند، آن‌ها را جمع می‌کند و سعی می‌کند با زیاد نگاه کردنشان برای خودش عادی‌ جلوه‌شان دهد. اوّلی امّا حتّی از دست زدن به عکس‌ها چندشش می‌شود. شخصیت‌ها واقعیت را می‌بینند، لمسش می‌کنند امّا از آن اجتناب می‌کنند و خود را در جهان غریبِ خود که به فروختنِ دندانِ سربازانِ مُرده محدود می‌شود غرق می‌کنند.

 

اگه به تهیه نمایشنامه دندان علاقه داری، میتونی از طریق این لینک اقدام کنی

 

هجومِ واقعیت

جهانی که ویسنی‌یک با الهام از واقعیت می‌سازد آکنده از رخدادهای غیرمترقبه است. نویسنده خواننده را میان طنزِ دیالوگ‌های شخصیت‌ها و سیاهی جهانِ نمایش گیر می‌اندازد. سایه واقعیت کلّ نمایش را در برگرفته است امّا شخصیت‌های نمایشنامه دندان، انگار که واقعیت را می‌بینند امّا از رفتن به دنبالش اجتناب می‌کنند؛ تا زمانی که به آن‌ها هجوم می‌آورد. مونولوگِ نهایی سرباز همان نقطه هجوم است. سرباز انگار با یادآوری امکانِ خوابیدنْ کابوسِ حاکم بر کلّ نمایش را نابود می‌کند.

 

کلام نهایی

ماتئی ویسنی‌یک در جهانی مملو از به سخره گرفتنِ واقعیت‌های تلخِ زندگی راهی برای گریز از واقعیت نمی‌یابد یا اصلاً نمی‌خواهد از آن بگریزد و به همین دلیل حسابِ اثرِ خود را از نمایشنامه‌های پوچ‌گرا جدا می‌کند. همین موضوع است که این نمایشنامه و مابقی آثارِ ویسنی‌یک را از دیگر آثاری که جهانی ابزُرد دارند متفاوت و خواندن آن‌ها را برای مخاطب دلنشین می‌کند.

 

پیشنهادهای تکمیلی از نویسنده این مطلب:

درباره نمایشنامه تبار نیرومند: بلاگردان یا سرگردان

حق با چه کسی است؟ درباره نمایشنامه اتفاق می افتد

مجموعه داستان زن گفت، مرد گفت: لحظاتی برای زندگی در رویا

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *