داستان شیرین و فرهاد به زبان ساده؛ عاشقانه ای ماندگار از ادبیات فارسی

داستان شیرین و فرهاد به زبان ساده

داستان عاشقانه ی شیرین و فرهاد یکی از مشهورترین روایت های ادبیات فارسی است که نظامی گنجوی آن را در منظومه ی خسرو و شیرین به تصویر کشیده است. این داستان درباره ی عشقی ناکام است که در دل فرهاد، سنگ تراش هنرمند نسبت به شیرین، شاهزاده ی زیبای ارمنستان شکل می گیرد. عشق پاک و بی ریای فرهاد در مقابل عشق خسرو، شاه ایران، به شیرین قرار می گیرد و داستانی پر از رقابت، حیله گری و تلخی را رقم می زند. در ادامه برای مطالعه داستان شیرین و فرهاد به زبان ساده و روان با ما همراه باشید.

 

داستان شیرین و فرهاد از کیست؟

داستان عاشقانه شیرین و فرهاد بخشی از منظومه حماسی و عاشقانه خسرو و شیرین اثر نظامی گنجوی است. که در قرن ششم هجری سروده شده. در این اثر، نظامی به شیوه ای هنرمندانه، روایت عشق خسرو پرویز، پادشاه ساسانی، به شیرین، شاهزاده ارمنی، را در کنار داستان دل باختگی و فداکاری فرهاد، سنگ تراش شیفته، به تصویر می کشد. بعدها، وحشی بافقی به تقلید از منظومه ی خسرو و شیرین نظامی، منظومه ای عاشقانه در قالب مثنوی به نام شیرین و فرهاد می سراید.

 

داستان شیرین و فرهاد به زبان ساده تنها بخشی از این منظومه بلند است که با پرداختی عاطفی و شاعرانه، عشق پاک فرهاد را به نمایش می گذارد. این بخش از منظومه نه تنها به خاطر مضامین عاشقانه اش، بلکه به دلیل پیچیدگی های روانی و فلسفی شخصیت ها همواره مورد توجه دوستداران ادبیات قرار گرفته است. نظامی در این اثر ماندگار با توصیفاتی زیبا، عشق فرهاد را همچون اسطوره ای از عشق ناب و بی چشم داشت به مخاطب معرفی می کند. در ادامه خلاصه داستان شیرین و فرهاد به زبان ساده را خواهیم خواند.

 

آیا داستان شیرین و فرهاد واقعی است؟

داستان شیرین و فرهاد از شاهکارهای ادبیات فارسی است که بسیاری از ما آن را به عنوان نمادی از عشق خالص، فداکاری و سرانجامی تلخ می شناسیم. اما آیا این داستان عاشقانه بر پایه واقعیت تاریخی است؟

 

واقعیت این است که شخصیت های خسرو پرویز و شیرین، ریشه در تاریخ دارند و نام آن ها در منابع تاریخی نیز آمده است. خسرو پرویز، یکی از پادشاهان ساسانی و شیرین، همسر محبوب او بوده اند. اما شخصیت فرهاد، سنگ تراش دل باخته ای که از عشق شیرین سر به بیابان می گذارد، بیشتر جنبه اسطوره ای و نمادین دارد و در منابع تاریخی به صورت دقیق به او اشاره نشده است. به نظر می رسد که نظامی گنجوی با بهره گیری از خلاقیت شاعرانه خود، شخصیتی نمادین آفریده تا عشق بی چشم داشت و ایثارگری در راه معشوق را در قالب داستانی جذاب به تصویر بکشد.

به این ترتیب، می توان گفت که داستان شیرین و فرهاد به زبان ساده ترکیبی از واقعیت های تاریخی و تخیل شاعرانه است که به نمادی از عشق عمیق و ایثارگرانه در ادبیات فارسی تبدیل شده است.

 

اگه به تهیه کتاب شیرین و فرهاد علاقه داری، میتونی از طریق همین لینک اقدام کنی

 

داستان شیرین و فرهاد به زبان ساده

شاید همه ما تا به حال یک بار داستان شیرین و فرهاد را شنیده باشیم، اما چه چیز باعث شده که این عشق نافرجام هنوز هم در دل ‌ها زنده بماند؟ در ادامه برای مطالعه داستان شیرین و فرهاد به زبان ساده و روان با ما همراه باشید.

 

تدبیری که سرنوشت ساز شد

در ادامه داستان خسرو و شیرین قصه به جایی می رسد که شیرین برای دیدار خسرو، سلطنت را رها کرده و در مدائن ساکن می شود. خسرو پس از آگاهی از این خبر، روزی صبوری از کف می دهد و شاپور را می فرستد که شیرین را پنهانی به حرمسرا بیاورد اما شیرین این ننگ را نمی پذیرد که معشوقه ی پنهان خسرو باشد و این خواسته را رد می کند.

 

از طرفی دیگر، شیرین به دنبال راه حلی برای کاهش زحمت خدمتکارانی بود که برای او شیر تهیه می کردند چون به دلیل وجود کوهی سنگی و بزرگ، آوردن گله به نزدیکی قصر ممکن نبود. در این میان، شاپور پیشنهاد کرد که جوی سنگی در دل کوه کنده شود تا شیر دوشیده شده از گله ها، به راحتی به سوی قصر جاری شود. او برای انجام این کار، فرهاد، سنگ تراش ماهر را معرفی کرد و شیرین نیز این پیشنهاد را پذیرفت.

 

عاشق شدن فرهاد با شیندن صدای شیرین

وقتی فرهاد را می آورند تا شیرین چگونگی اجرای کار را برای او توضیح دهد، فرهاد تنها با شنیدن صدای او عاشقش می شود. در حالی که زبانش بند آمده؛ با گذاشتن دست بر چشم، انجام کار را بر عهده می گیرد. فرهاد با شور عشقی که در دلش شعله کشیده است در زمان اندکی جوی و حوضی که برای جمع آوری شیر لازم است را آماده می کند.

 

شیرین- داستان شیرین و فرهاد به زبان ساده

شیرین- داستان شیرین و فرهاد به زبان ساده

 

به شیرین خبر می دهند که جوی شیر آماده است. او برای بازدید می رود و با خوشحالی بر دست و بازوی فرهاد آفرین می گوید و چند گوهر گران قیمت را به او می دهد تا بفروشد و سرمایه ای برای خودش جمع کند. فرهاد می پذیرد و تشکر می کند. سپس آن جواهرات را نثار قدم های شیرین می کند. فرهاد از عشق شیرین سر به کوه و بیابان می گذارد و داستان عشق او بر سر زبان ها می افتد.

خبر به خسرو می رسد و او نگران از این رقیب سرسخت پیشنهاد می کنند یا او را با پول و ثروت راضی کند یا کاری در مقابلش قرار دهد که تا عمر دارد از آن فراغت پیدا نکند.

 

مناظره خسرو و فرهاد؛ رویارویی دو رقیب

در ادامه داستان شیرین و فرهاد به زبان ساده آمده است که به دستور خسرو، فرهاد را به دربار می آورند. در این دیدار، خسرو با کنایه و طعنه، عشق فرهاد را به چالش می کشد اما فرهاد توجهی به شکوه و ثروت خسرو نمی کند. این مناظره، صحنه ای از تقابل دو نگاه به عشق است: عشق سلطنتی و مغرورانه خسرو که بیشتر با حس مالکیت و قدرت درآمیخته است و عشق خالصانه، بی چشم داشت و ایثارگرانه فرهاد که تا سرحد فداکاری پیش می رود. نظامی با هنرمندی تمام، این تقابل را در کلام، رفتار و واکنش های هر دو شخصیت به تصویر می کشد.

 

نخستین بار گفتش کَز کجایی‌؟

بگفت از دار ملک آشنایی

 

بگفت آن جا به صنعت در چه کوشند‌؟

بگفت اندوه خرند و جان فروشند

 

بگفتا جان‌ فروشی در ادب نیست!

بگفت از عشق‌ باز‌ان این عجب نیست

 

بگفت از دل شدی عاشق بدین‌ سان‌؟

بگفت از دل تو می‌ گویی، من از جان

 

بگفتا عشق شیرین بر تو چون است؟

بگفت از جان شیرینم فزون است

 

پس از مناظره ای بین این دو، خسرو متوجه می شود که فرهاد در عشق شیرین ثابت قدم است. پس به امید این که او از پس این کار برنیاید، از فرهاد می خواهد که اگر واقعا عاشق شیرین است، کوه بیستون را برای رسیدن به معشوق بشکافد. اما فرهاد شرط را قبول می کند و با قدرتی که از عشق گرفته است مشغول به کار می شود

 

اگه به تهیه کتاب شیرین و فرهاد علاقه داری، میتونی از طریق همین لینک اقدام کنی

 

کوه بیستون و عشق فرهاد

فرهاد که عشق شیرین را در دل دارد، با شوری بی پایان کار را آغاز می کند. هر روز، از سپیده دم تا نیمه شب، تیشه بر سنگ های سخت می کوبد و بی آنکه خستگی بر او غلبه کند، پیش می رود.

روزها و شب ها می گذرند و هر سنگی که از میان برداشته می شود، راه عشق فرهاد را روشن تر می کند. در این میان، شیرین نیز از حال او بی خبر نیست. گاه گاهی در تنهایی اش از دور به تماشای کار فرهاد می نشیند، اما زنجیر تعهدش به خسرو مانع از آن می شود که عشقی فرهاد را بپذیرد. با این  حال، در دلش احترامی عمیق برای وفاداری و استقامت فرهاد شکل گرفته است.

 

کوه بیستون - داستان شیرین و فرهاد به زبان ساده

کوه بیستون – داستان شیرین و فرهاد به زبان ساده

 

اما این حکایت به گوش خسرو نیز می رسد. او که خود را تنها شایسته عشق شیرین می داند، از پیشرفت کار فرهاد و میزان علاقه او آشفته می شود. حسادت و ترس از دست دادن معشوق، مانند بختک بر جان خسرو می افتد و او را به حیله گری وا می دارد. در این اندیشه، چاره ای به ذهنش می رسد که می تواند این رقیب سرسخت را برای همیشه از میدان بیرون کند.

 

حیله خسرو و خبر مرگ شیرین

خسرو، که در حیله گری سررشته ای دارد، فردی را نزد فرهاد می فرستد تا خبری دروغین به او برساند. فرستاده، در حالی که خود را به ظاهر غمگین نشان می دهد، نزد فرهاد می رود و با لحنی غمزده به او می گوید: «ای فرهاد، چرا خود را به زحمت می اندازی؟ آیا نمی دانی که شیرین دیگر در این دنیا نیست؟ او از دنیا رخت بربسته و عشق تو به سرانجامی نخواهد رسید.»

فرهاد که تنها نیروی محرکش عشق به شیرین بود، با شنیدن این سخن، گویی آسمان بر سرش خراب می شود. چشمانش تار می شود، دستانش سست می گردد، و دلش تاب نمی آورد. او که تمام هستی اش را برای رسیدن به شیرین به کار گرفته بود، حالا بی او ادامه زندگی را بی ارزش می داند.

 

پایان غم انگیز عشق فرهاد

فرهاد در اندوهی وصف نشدنی، نگاهی به تیشه ی خود می اندازد و سپس با ضربه ای محکم، خود را از قید زندگی رها می کند. پیکرش بر سنگ های سخت می افتد و با خونش، زمین را رنگین می کند. خبر مرگ فرهاد به گوش شیرین می رسد. او که هرگز عشق فرهاد را جدی نگرفته بود، اکنون با حقیقتی تلخ رو به رو می شود. اشک از دیدگانش جاری می شود و قلبش از درد فرو می ریزد. او که همیشه احترام خاصی برای فرهاد قائل بود، حالا درمی یابد که عشق فرهاد چیزی نبود جز پاک ترین و بی آلایش ترین عشقی که می توانست تجربه کند.

 

به این صورت داستان شیرین و فرهاد به پایان می رسد اما سرنوشت همچنان در حال رقم زدن ماجراهای تلخ و شیرین است و این عشق نافرجام تنها یکی از پیچ و خم های منظومه عاشقانه نظامی است. برای مطالعه کامل داستان خسرو و شیرین می توانید از طریق لینک قرار داده شده اقدام کنید.

 

پریسا سعادت وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه − 4 =